جمال رضايى

260

بيرجندنامه ( فارسى )

وجود دارد كه در آنها داروهاى گياهى مىفروشند و صاحبان آنها موارد و طرز مصرف داروها را مىدانند و به مراجعين خود ياد مىدهند و با تجويز داروهايى براى بيماران عملا طبابت نيز مىنمايند . طبّ سنّتى و بومى ما مانند پزشكى جديد - البتّه نه به اين گستردگى و دقّت علمى - تشعّب زيادى پيدا كرده بود و تخصّصهاى گوناگون داشت و دست‌اندركاران اين پيشه هركدام در مداواى نوع يا انواع خاصّى از امراض مهارت داشتند ، هم‌چنين معالجهء برخى از بيمارىها و عارضه‌ها در صلاحيّت صاحبان مشاغل معيّنى بود ؛ مثلا معالجهء بيمار با دوا ( دارو درمانى ) را بيشتر كسانى عهده‌دار بودند كه طبّ سنّتى را آموخته و مدّتى شاگردى كرده و كتاب‌هاى طبّى قديمى را خوانده بودند ( حكيم‌باشىها ) و يا مردان و زنان سالخوردهء مجرّبى كه بر اثر ممارست و تجربه‌اندوزى در اين كار « حرفه‌اى » شده بودند ؛ كارهايى مانند رگ زدن ( خون گرفتن / فصد ) ، حجامت كردن ، نيشتر زدن ، داغ كردن ، كشيدن دندان و . . . را بعضى از « دلّاك » ها انجام مىدادند و درمان استخوان‌هاى « دررفته » و « شكسته » كار برخى از « قصّاب » ها بود « 1 » . پژوهش در طبّ سنّتى و بومى بيرجند و بررسى آن و نوشتن شرح و ويژگىهاى بيمارىها و چگونگى و شيوه‌هاى درمان آنها و نيز ذكر داروها و خواصّ و موارد مصرف هريك مستلزم آگاهى كافى از دانش طبّ - به‌ويژه طبّ قديم - و آشنايى با شيوه‌هاى علمى تحقيق و داشتن تجربه در امر پژوهش است و فرصت و مجالى موسّع نيز مىطلبد كه از حوصلهء اين كتاب فراتر است ؛ اميد است پژوهشگران دانشمندى كه در اين زمينه اطّلاع و تجربهء لازم و نيز فرصت كافى دارند به اين مهم دست يازند و كارى به سامان و بايسته انجام دهند و دانش و تجارب پيشينيان ما را به بايستگى گردآورى و ضبط و به شايستگى بررسى و ثبت نمايند و از خطر فراموش شدن رهايى بخشند و بر مايه‌هاى علمى و فرهنگى موروث ما بيفزايند . چنان‌كه ياد شد ذكر تفصيلى مسائل و مطالب مربوط به طبّ سنّتى و بومى بيرجند از

--> ( 1 ) . در زمان سخن ما در بيرجند دو سه نفر از قصّاب‌هاى مجرّب « شكسته‌بندى » مىكردند ، معروفترين و ورزيده‌ترين آنان قصّابى بود به نام « استاد اسد اللّه خرّم‌نژاد » كه خانه وى در پاى قلعهء پايين شهر و دكّانش در كوچهء جنوبى « ته بازار » ( بين ته بازار و بند حاجى محمد جعفر ) واقع بود . « استاد اسد اللّه » مردى متديّن ، نيك‌نفس ، خيرخواه ، خوشرو ، خونسرد و خوش‌برخورد و « ثوابكار » بود و چنان در امر « شكسته‌بندى » ورزيده بود كه هر نوع دررفتگى و شكستگى را با مهارت « جا مىانداخت » و « مىبست » و علاج مىكرد . او به حدّى در اين كار « استاد » بود كه در اين موارد پزشكان با او مشورت مىكردند و از او كمك مىطلبيدند و حتّى آسيب‌ديدگان را براى معالجه نزد او مىفرستادند و يا او را براى درمان دعوت مىكردند . « استاد اسد اللّه » بابت اين خدمت بسيار باارج كه به مردم مىكرد هيچگونه حق الزحمه ، حق العلاج ، مزد و حتّى انعام و هديه‌اى نمىگرفت و نمىپذيرفت و اين خدمت را رايگان و صميمانه به مردم مىكرد و معتقد بود كه اين كار وظيفهء دينى و اخلاقى اوست و « ثواب » آن را برتر از هر پاداشى مىشمرد .