جمال رضايى

246

بيرجندنامه ( فارسى )

10 - 1 - 5 - مكتب كربلايى بىبى جان : در شمال « رود » تنها يك مكتب‌خانه وجود داشت كه « آخوند » آن بانويى بود به نام « كربلايى بىبى جان » اين مكتب نيز از حسن شهرت برخوردار بود و بيشتر ساكنان شمال رود كودكان و مخصوصا دختران خود را به اين مكتب مىفرستادند . طرز تعليم و تقواى « كربلايى بىبى جان » زبانزد بود و مكتبخانه‌اش شاگرد زياد داشت . مكتبخانهء اين بانو در منزل مسكونيش كه در شمال غربى « رود » و در نزديكى محلّهء معروف « عقيل » قرار داشت اداره مىشد . 2 - 5 - مدرسهء علوم دينى : در بيرجند آن زمان يك مدرسهء بزرگ علوم دينى وجود داشت كه بسيار بارونق بود به نام « مدرسهء معصوميّه » . مؤسّس اين مدرسه - به نوشتهء مرحوم محمّد على منصف - « امير معصوم خان » يكى از اجداد « امير شوكت الملك علم » بوده « 1 » كه ملكى را هم بر طلّاب اين مدرسه وقف نموده است « 2 » . قرائن و شواهد نشان مىدهد كه اين مدرسه در اواخر سدهء دوازدهم هجرى قمرى ساخته شده است . مدرسهء معصوميّه در ضلع جنوبى كوچه‌اى كه « سر آب ميان ده » ( چهار درخت ) را به « لب جوى گسكى » ( مسجد آيتى ) وصل مىكرد واقع بود و هنوز هم هست و آن كوچه را به همين مناسبت « كوچهء مدرسهء طلّاب » مىخواندند . مدرسه حياط بزرگ و مشجّرى داشت كه در چهار طرف آن اتاق‌ها و حجره‌هايى احداث شده بود . در جنوب حياط مدرسه حوض بزرگى بود كه آب قصبه از ميان آن مىگذشت ، در جنوب اين حوض - با فاصله‌اى اندك - ايوانى و شبستانى وجود داشت كه مدرس و كتابخانهء مدرسه در آنجا بود . ضلع جنوبى مدرسه دو طبقه بود و در طبقهء دوم آن نيز حجره‌هايى ساخته بودند ، اين حجره‌ها و حجره‌هايى كه در سه ضلع ديگر مدرسه احداث شده بود اختصاص به اقامت و تحصيل طلّاب داشت . معمولا به هريك از طلّاب يك « حجره » داده مىشد و از محلّ موقوفات مدرسه مقررّى ماهانه‌اى به هركدام پرداخت مىگرديد . مدرسهء معصوميّه مانند ساير مدارس علوم دينى و حوزه‌هاى علميّه با همان برنامهء سنّتى مذهبى شيعى اداره مىشد و بسيارى از طلّاب آن پس از آن‌كه دورهء آن مدرسه را به پايان مىبردند وارد اجتماع مىشدند و امور دينى و مذهبى مردم را اداره مىكردند ، آنان كه از روستاها آمده بودند اغلب به روستاهاى خود مىرفتند و اين وظائف را در روستاها اداره مىكردند و

--> ( 1 ) . منصف . محمّد على . « امير قاين » . ص 137 . ( 2 ) . آيتى . بهارستان . « امير معصوم خان خزيمه » . ص 110 .