جمال رضايى
230
بيرجندنامه ( فارسى )
مؤثّر داشتند . بزرگترين « اشترداران » آن روز بيرجند عبارت بودند از مرحوم حاجى محمّد حسن اسدزاده ( پدر آقا مهدى اسدزاده ) و مرحوم ميرزا اسد اللّه سادسى ( پدر مرحومان برادران سادسى ) و در اين اواخر « شفيعپور » . اين اشترداران با اينكه رقابتهايى باهم داشتند عملا زير نظر ميرزا اسد اللّه سادسى بودند و او بر كارشان نظارت داشت . 9 - 2 - سقّايان / آبكشها : مسألهء حمل و توزيع آب در بيرجند - به سبب كمآبى - از كارهاى ضرورى و فراگير شهر بود و عدّهء زيادى به اين كار اشتغال داشتند كه به آنان « سقّا » ( سقوّ Saqqow ) يا « آبكش » ( اوّكش ow kas ) مىگفتند . اينان كسانى بودند كه آب را با « مشك » از آبانبارها و ندرتا از قناتها بر دوش حمل مىنمودند و به خانهها مىبردند « 1 » . سقّاها به علّت كثرت تعداد صنف خاصّى را تشكيل مىدادند و رييسى داشتند كه آنها را اداره مىنمود . صنف آنها از لحاظ كثرت تعداد افراد پس از صنف يا طبقهء كشاورزان ( برزگران ) بزرگترين و مهمترين صنف بود . استاد دكتر گنجى در مقالهء « يادى از بيرجند و آبهاى شيرين و شورش » شرحى راجع به اين صنف نوشتهاند كه عينا نقل مىشود : « . . . آب مصرفى از هر نوع و به هر منظورى كه بود بهوسيلهء صنف « سقّا » ( آبكش ) در اختيار مصرفكننده قرار مىگرفت . وسيلهء انتقال آب مشك بود و آن نوعى پوست دبّاغى شدهء گوسفند يا گوساله بود كه با تسمههاى محكمى مجهّز بود و سقّاها آن را به دوش مىكشيدند و با دادزدن « آى آب شيرين » يا « آى آب شور » در كوچههاى شهر گشته محتواى حياتبخش مشكهاى خود را به مصرفكنندگان عرضه مىكردند . . . » . « 2 » صنف سقّا بعد از صنف برزگرهاى بيرجند مهمترين صنفى بود كه اعضاى آن بدون آييننامه و عضويت مدوّنى اصول و سنن خاصّى را همواره رعايت مىكردند . در وهلهء اوّل اعضاى صنف به دو دستهء مشخّص منقسم مىشدند يكى محلّ كار و ديگرى دورهگرد . اعضاى محلّ كار كسانى بودند كه هريك كوچهء خاصّى را به اصطلاح امروز سرويس مىدادند و آب مورد نياز ساكنان را مرتّبا تأمين نموده آببها را به صورت هفتگى يا ماهانه دريافت مىكردند . امّا سقّاهاى دورهگرد كسانى بودند كه بدون نظم و قرارداد خاصّى با ساكنان شهر در كوچهها مىگشتند و با داد زدن آب شيرين يا آب شور رفع نياز از ساكنان مىكردند . رييس صنف سقّايان سيّد
--> ( 1 ) . نك : فصل چهار از جستار 4 همين كتاب . صص 178 - 172 . ( 2 ) . نك : گنجى . دكتر محمّد حسن . « از شمار دو چشم . . . » مشهد . ص 285 - 284 .