جمال رضايى

224

بيرجندنامه ( فارسى )

آنها داشتند . طلّاب « مدرسهء معصوميّه » قشر خاصّى از اين طبقه بودند و مردم به آنها عنايتى خاص داشتند . روضه‌خوانها ، تعزيه‌گردانان ، علمدارها كه زير نظر « نقيب » قرار داشتند قشرهاى ديگرى از اين طبقه بودند . در آن زمان شمار زيادى از علماء مذهبى - در درجات متفاوت - در بيرجند زندگى مىكردند كه در ميان آنان آيات بزرگ و مجتهدان بنام كه از اعتبار و احترام فوق‌العاده برخوردار بودند و مردم از آنها « تقليد » مىكردند وجود داشتند . نامدارترين اين علما و فقيهان اين عدّه بودند : * - آية اللّه حاج شيخ محمّد هادى هادوى ، رئيس « مدرسهء طلّاب » و حوزهء علميّهء بيرجند . * - آية اللّه حاج شيخ محمّد باقر آيتى ( گازارى ) ، امام جماعت مدرسه لب جوى گسكى ( صاحب كتاب معروف كبريت احمر ) . * - آية اللّه شيخ محمّد حسين امام ( امام جمعه ) ، امام جماعت مسجد جامع چهاردرخت . * - آية اللّه شيخ غلامرضا فاضل ، استاد و ناظم مدرسهء معصوميّه و امام جماعت مسجد جامع پس از « امام‌جمعه » . * - آية اللّه حاج شيخ محمد حسين آيتى ، فرزند برومند و دانشمند « حاج شيخ محمّد باقر » امام جماعت مسجد آيتى بعد از پدر ( صاحب « بهارستان » ) . * - آية اللّه حاج سيد حسن تهامى ( سندادانى ) ، دانشمند و سخنور توانا ، امام مسجد جامع پس از « آية اللّه فاضل » . * - آية اللّه حاج شيخ محمّد موحّد ( عرب ) ، امام جماعت مسجد بزرگ پايين شهر و مصلّا . 3 - 2 - ملّاكان : برخى از بيرجنديها در آن هنگام در روستاهاى كوچك و بزرگ آن ناحيه سهيم و شريك بودند ، يا به تعبير ديگر بسيارى از روستاها « خرده‌مالك » و « چكنه cakane » « 1 » بود . خرده مالكان « ملّاك » به‌شمار نمىآمدند چون آب و زمين كرامندى نداشتند . اما چند نفرى بودند كه املاك بزرگ « ششدانگ » داشتند و يا سهام زياد و بزرگى از روستاهاى آباد و پردرآمد به آنان تعلّق داشت و بيشترشان در دو قنات و زمينهاى « قصبه » و « كوشه » هم سهيم بودند در صدر اين افراد اميران ( شوكت الملك و حسام الدّوله ) و فرزندان و بستگان و پيشكاران آنها قرار داشتند كه بزرگترين و آبادترين روستاها به آنان تعلّق داشت . از اين عدّه كه بگذريم كسانى بودند كه « شغل » آنان « ملّاكى » بود . شمار اين اشخاص زياد نبود ولى به سبب ثروتى كه

--> ( 1 ) . واژهء « چكنه cakane » در گويش بيرجند به معنى ملك خرده مالك است .