جمال رضايى
225
بيرجندنامه ( فارسى )
داشتند و بيشتر « قوت » مردم از املاك آنان تأمين مىشد تأثير بزرگى در شهر و زندگى مردم داشتند ، مثلا كافى بود چند نفر از آنان « غلّهء » خود را انبار و احتكار كنند و نفروشند تا به علّت كمى « عرضه » و زيادى « تقاضا » قيمتها بالا برود و سود بيشترى ببرند كه گاهى - بويژه در خشكسالىها - چنين مىشد . در اينگونه موارد « شوكت الملك » دخالت مىكرد و ملّاكان را مجبور مىنمود كه غلّههاى احتكارشدهء خود را به قيمتى كه او تعيين مىنمود بفروشند و خودش در اين اقدام پيشگام مىشد و اين خدمت بجا و مؤثّرى بود كه او به مردم مىكرد . بعضى از اين ملّاكان به تجارت هم مىپرداختند و درآمدهاى سرشار دوگانه داشتند و با اين پولها سهام خرده مالكان را در روستاها مىخريدند و آنها را به ملك ششدانگى تبديل مىنمودند . بزرگترين و معروفترين ملّاكان آن روز بيرجند غير از « اميران » و اعضاء خانوادههاى آنها - به ترتيب نويسههاى الفباى خط فارسى عبارت بودند از : * - آراسته . عبد الحسين . * - اسدزاده . حاج محمّد حسين . * - اسدزاده . حاج محمّد حسن . * - اسدى . ميرزا اسد اللّه خان . * - اسدى . ميرزا محمّد ولى خان . * - بنى اسدى . كربلائى محمّد تقى . * - بهرمان . حسن آقا . * - بيرجندى . آقا على اكبر . * - راغبى . ميرزا محمد على . * - سادسى . ميرزا اسد الله . * - سپهرى . محمّد رضا . * - شيبانى . امير معصوم خان . * - عبد اللّهزاده . آقا حسين . * - فرزانه . حاج آقا رضا . * - فرهنگ . آقا ميرزا حسن ( كرمانى ) . * - كريمزاده . حاجى محمّد رضا . * - محسنزاده . احمد . * - مزروعى . سالار كربلائى حسن . « 1 » 4 - 2 - بازرگانان : بازرگانان نيز طبقهاى خاص بودند كه با سرمايههاى خود اقتصاد شهر را در دست داشتند و از اين نظر در محيط زندگى خود بسيار مؤثّر و متنفّذ بودند . بسيارى از بازرگانان علاوهبر تجارت ملّاكى هم مىكردند و درآمدهاى كلان دوگانه داشتند . گرچه تعداد آنان زياد نبود ولى
--> ( 1 ) . در بخشهاى مختلف شهرستان بيرجند - در ميان بيكها ، خانها ، ميرها و . . . ملّاكان بزرگى بودند كه آب و ملك بسيار و ثروت فراوان داشتند مانند بيكهاى نوقند ، خانهاى درميان و طبس مسينا ، ميرهاى روشناوند و خانوادهء « مرادى » در « سده » كه چون در « شهر بيرجند » نمىزيستند جزء « ملّاكان شهر » بهشمار نمىآمدند .