جمال رضايى

206

بيرجندنامه ( فارسى )

2 - 11 - يخدان‌هاى كوهستانى : اين يخدان‌ها در حقيقت « يخ » چال يا « يخ » دان نبودند بلكه « برف‌چال » و « برف‌دان » بودند . برخى از مالكان يا كشاورزان روستاهاى كوهستان جنوبى بيرجند ( باغران ) در نقطه‌اى از « سايه‌سار » آن كوه و در پاى صخره‌هاى بزرگ و بلند كوه كه در زمستان‌ها آفتاب نمىگرفت « چال » هايى حفر مىكردند و كف و ديوارهء آن‌ها را با سنگ و ساروج و . . . استوار و مقاوم مىساختند و هر وقت در زمستان برف زيادى مىباريد - وقتى كه برف يخ مىزد - آن « چال » ها را با « برف يخ‌زده » پر مىكردند و روى آن‌ها را با چوب و شاخهء درخت مىپوشاندند و با « شوشك » « 1 » اندود مىكردند و بدينسان برف‌هاى يخ‌زده را « چال » مىنمودند و براى تابستان ذخيره مىكردند . در تابستان سر اين « برف‌دان » ها را باز مىكردند و از برف‌هاى يخ‌زدهء به‌هم چسبيده كه همانند « يخ » شده بود استفاده مىكردند . اين نوع « يخ » يا « برف يخ‌زده » بيشتر براى تهيّهء بستنى يا سرد كردن برخى چيزها مصرف داشت و براى خوردن به درد نميخورد و خيلى زودتر از « يخ » آب مىشد .

--> ( 1 ) . « شوشك susk » نوعى خاك آميخته به شن و خاكسترى رنگ است كه بيشتر در كوه‌پايه‌ها وجود دارد . گل اين خاك هنگامى كه خشك شد سخت و نفوذناپذير - شبيه به سيمان - مىشود و از آن براى اندود كردن بام‌ها استفاده مىكنند .