جمال رضايى

18

بيرجندنامه ( فارسى )

و گاز گذشته نشانى و اثرى نيست . آب‌انبارها كه قبلا مخازن منحصر آب آشاميدنى شهر بودند به كلّى متروك شده و برخى از آن‌ها ويران گشته است و تمام شهر لوله‌كشى شده و مردم از آب لوله‌كشى برخوردارند . بعضى از مسجدها و حسينيّه‌هاى قديمى بازسازى گرديده و چندين مسجد جديد با سبك‌هايى نو ساخته شده و تكيه‌هاى جديدى به وجود آمده است . تأسيسات فراوانى در شهر و پيرامون آن ايجاد گشته و كارخانه‌هاى نسبتا بزرگ و معتبر با توليدات فراوان تأسيس شده و به‌كار مشغولند . آموزشگاه‌هاى بسيار ( كودكستان ، دبستان ، راهنمايى ، دبيرستان ) ، دانشكده‌ها ، دانشگاه‌ها ، مدارس و حوزه‌هاى علمى دينى ، بيمارستان‌ها ، زايشگاه‌ها ، درمانگاه‌ها ، آزمايشگاه‌ها و مراكز علمى ديگر با ساختمان‌ها و تأسيسات جديد بنياد نهاده شده و بيرجند را به گونهء يك پايگاه فعّال فرهنگى ، علمى ، دينى ، فنّى ، هنرى و درمانى درآورده است . اين دگرگونىها و پديده‌هاى نو باعث آمده كه مردم بسيارى از روستاهاى بيرجند و قاينات و حتّى از شهرهاى دور و نزديك به اين « شهر » رو آورند و در آن به تحصيل ، كار ، تجارت و . . . و زندگى بپردازند و در نتيجه جمعيّت شهر افزايش نامتناسبى پيدا كند و ظرف چند دهه حدود پنج برابر شود و به يك صد و سى هزار نفر برسد « 1 » . در گفتگوهايى كه در اين سفر با برخى از مردم مىكردم و پرسشهايى كه از آنان مىنمودم مىديدم كه بسيارى از آنان « بيرجندى » ( به معنى اخصّ كلمه ) و « بيرجندىتبار » نيستند و اگر هم هستند چون نسلى نو و پروردهء دهه‌هاى اخير مىباشند از گذشتهء شهرشان آگاهى زيادى ندارند و نه تنها « بيرجند » خيلى قديم بلكه بسيارى از آنان « بيرجند » سى چهل سال پيش را نيز به درستى نمىشناسند و با فرهنگ و آداب و رسوم و آيين‌هاى كهن شهر خود بيگانه‌اند زيرا بر اثر اين تحوّل و فرگشت بزرگ و ارتباط و اختلاط مردم اين شهر با مردم شهرهاى ديگر و به‌ويژه تأثير مدارس و رسانه‌هاى همگانى گوناگون مانند راديو ، تلويزيون ، تلفن ، ضبط صوت ، ويدئو ، نوار ، سينما ، تآتر ، كتاب ، مجلّه ، روزنامه و . . . نه تنها شهر و آنچه در آنست بلكه همهء شؤون زندگى مردم از خوراك و پوشاك و اشتغال و مسكن گرفته تا آداب و رسوم و باورها و پندارهاى آنان دگرگون گشته ، بسيارى از مراسم كهن متروك شده و

--> ( 1 ) . بيش از يك صد سال پيش - در سدهء سيزدهم خورشيدى - هنگامى كه « بيرجند » مركز حكومت و حاكم‌نشين قاينات شد نيز به سبب مهاجرت برخى از روستاييان به اين « شهر » جمعيّت بيرجند افزايش قابل ملاحظه‌اى پيدا كرد و تا دو حتّى سه برابر افزايش يافت . نك : جستار پنجم « جغرافياى انسانى » . فصل يك « جمعيّت و نژاد و . . . » . صص 221 - 215 .