جمال رضايى
179
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل پنج حوضها منظور از « حوض » در اين گفتار نوعى آبانبار كوچك است كه در بيابانها - بر كرانهء راهها - قرار داشتند و آنها را در بهار با آب باران و يا سيل و يا قناتهاى روستاهاى نزديك پرآب مىكردند تا رهگذران در تابستان از آب آنها استفاده نمايند . اين حوضها همانند آبانبار بودند ولى شير و پاشير نداشتند و جلوى آنها باز بود . هر حوض يك مخزن مدوّر براى ذخيره كردن و نگهدارى آب داشته كه با سنگ ، آجر ، آهك ، ساروج و . . . ساخته و « آببندى » گشته و سقف گنبدى و ندرتا مخروطى آن با آجر پوشانده شده بود . در پيش اين مخزن مدخلى « ايوان » مانند و سرپوشيده وجود داشت كه سقف آن هم گنبدى و آجرى بود و راهى - با شيبى ملايم و يا چند پلّه - به حوض داشت كه دسترسى به آب را ممكن مىساخت . چون جلوى حوضها باز بود آب آنها با خاك و خار و خسك و حتّى لاشهء حشرات كوچك و بزرگ آلوده مىگشت و جانوران هم از آن آب مىخوردند و آبها را آلودهتر مىكردند ، بهعلاوه چون آب در حوضها راكد مىماند و هوا در تابستانها خيلى گرم مىشد اندكاندك بدرنگ مىشد و بو مىگرفت . با اين همه وجود آنها در آن بيابانهاى پرآفتاب گرم و خشك نعمتى بزرگ بود و رهگذران هم در ايوان و « دالانهء » آنها مىآسودند و هم به هنگام ضرورت از آب آنها استفاده مىكردند . تعداد اين « حوض » ها بسيار زياد بود ، كمتر روستايى بود كه بر سر راه آن « حوضى » نباشد مگر روستاهايى كه خيلى بههم نزديك بودند . بسيارى از اين حوضها هنوز باقى و معمورند و از آنها استفاده مىشود . در محدودهء مورد پژوهش ما ( تا شعاع 15 كيلومترى شهر بيرجند ) تعداد زيادى حوض وجود داشت كه مهمترين آنها - بهترتيب نويسههاى الفباى فارسى - عبارتند از :