حسين مدرسى طباطبائى

172

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

و جهات و حقوق ديوانى خود ( را موافق دستورالعمل ديوان جواب گفته ، چيزى موقوف ندارند . كلانتر و عمال ) الكاء مزبور به خلاف حكم و حساب ( مدخل در محال سيورغال مشار اليهم ننموده ، قلم و قدم كوتاه و كشيده دارند ) . در اين باب قدغن دانسته ، هر ( ساله حكم مجدد طلب ندارند و در عهده شناسند . تحريرا فى شهر شعبان سنهء 1050 ) . [ پشت سند نام ملك‌آباد ، فخرآباد بشاريات و صامغان بشاريات باقىمانده است با مقدار سيورغال از هر يك از اين محال . با توقيع و مهر ميرزا حبيب اللّه صدر كه سجع مهر او چنين است : « حسبى اللّه - حبيب اللّه بن حسين الحسينى » با چند توقيع و مهر ديگر ] . ( 22 ) فرمان مورخ ذ ق - 1072 از شاه عباس دوم در امضاء فرمان مورخ ج 1 - 1027 بياضى « 1 » شاه عباس اول - سند شمارهء 19 اين مجموعه - كه طى آن مقرر گرديده بود عشر و ده نيم و رسم المهر از سيورغال سادات مرعشى مانند اصل سيورغال از قرار « هست و بود » گرفته شود ، با نقل متن فرمان مزبور . سجع مهر شاه در بالاى سند همان است كه در پاورقى صفحهء 29 مجلد ششم كتاب از آستارا تا استارباد براساس فرمان شمارهء 19 آن كتاب آمده است . فرمان همايون شد آن‌كه چون سادات مرعش به ديوان آمده ، حكم نواب گيتىستان فردوس مكانى كه / به تاريخ شهر جمادى الاول سنهء 1027 عز اصدار يافته ابراز نمودند خلاصهء مضمون آن‌كه : « چون سادات مرعش معروض داشتند كه / جزوى سيورغال در محال وقفى

--> ( 1 ) . دربارهء اين اصطلاح رجوع شود به اسناد فارسى گرجستان 1 : 88 .