حسين مدرسى طباطبائى
173
برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )
سركار حضرات عاليات سدره مرتبات واقع در دار السلطنهء قزوين دارند كه / حسب الحكم جهان مطاع مال و جهات از قرار هست و بود بازيافت مىنمايند و عشر و ده نيم را وكلاء ديوان الصداره از قرار جمع / برآورد نموده ، حواله مىدارند و از اين جهت نقصان و خسران بسيار به ايشان مىرسد . بنابراين مقرر فرموديم كه تحصيلداران / عشر و ده نيم و رسم المهر چون سادات عظام مزبور وجه سيورغال خود را كه از مال و جهات محال وقفى سركار حضرات / عاليات دارند عشر از قرار هست و بود مىگيرند ايشان نيز عشر و ده نيم و رسم المهر را از آن قرار طلب نموده ، جمع قانونى را / منظور ندارند و تصديق از متصدى سركار وقف گرفته ، آنچه از قرار هست و بود به دست صاحب سيورغال درآمده باشد / ايشان نيز به موجب تصديق از آن قرار عشر و ده نيم و رسم المهر ستانند و به زوايد مزاحمت نرسانند . به عهدهء حاكم و وزير و / كلانتر قزوين كه در اين باب امداد حسابى سادات عظام به تقديم رسانند » . و استدعاء امضاى نواب كامياب همايون ما نمودند / بنابراين مقرر فرموديم كه تحصيلداران عشر و ده نيم و رسم المهر حكم نواب گيتىستان فردوس مكانى را / ممضى و منفذ دانسته ، تغييرى به قواعد آن راه ندهند . به عهدهء حاكم و وزير و كلانتر دار السلطنهء قزوين كه در اين باب امداد حسابى / سادات مزبوره به تقديم رسانند . در اين باب قدغن دانسته ، در عهده دانند و هرساله حكم مجدد نطلبند . تحريرا فى / ذى قعدة الحرام سنهء 1072 . ( 23 ) خطاب ديوان الصداره مورخ صفر 1086 از ميرزا ابو صالح صدر عامه ، در واگذاردن حفارى و قبرسازى قزوين و آستانهء