اليعقوبي ( مترجم : آيتى )
11
البلدان ( فارسى )
بارهء بزرگ بود ، گنبدى بزرگ و زرنگار ، و پيرامون آن نشيمنها و تكيهگاههايى بود كه هر كس آنجا مىنشست ، بر هر چه ببارهء شهر مىرسيد مشرف بود ، راه بالا رفتن به آن گنبدها از طاقهايى بود كه برخى از آنها با گچ و آجر ، و برخى ديگر با خشتهاى بزرگ به صورت سغهايى برخى بالاتر از برخى ديگر ساخته شده بود ، چنان كه درون سغها براى ديدبانان و نگهبانان ، و بر روى آنها راهى بود كه سوار بر ستوران ، بگنبدهاى روى دروازهها بالا مىرفتند ، و راهرو درهايى داشت كه بسته مىشد ، پس هرگاه بيرون رونده از طاقها مىگذشت ، بفضايى مىرسيد ، و سپس بدهليزى بزرگ ، و سغى كه با آجر و گچ بنا شده بود ، و دو در آهنى داشت ، و از همان در به ميدان بزرگ مىرفتند ، و همين طور هر چهار طاق بيك صورت بود ، و در وسط ميدان بزرگ همان كاخ است كه در آن « باب الذّهب » ناميده شد ، و در پهلوى كاخ ، مسجد جامع قرار دارد ، و در پيرامون كاخ ، هيچكس را نه ساختمانى است و نه خانهاى و نه مسكنى ، مگر سرايى از ناحيهء شام براى نگهبانان ، و ( ساختمانى ) سرپوشيده و بزرگ ، بر ستونهايى استوار ، و از آجر و گچ بنا شده كه در يكى از آن دو رئيس پاسبانان ، و در ديگرى رئيس نگهبانان مىنشيند ، و در همانجا امروز مردم نماز مىخوانند ، و در پيرامون ميدان بزرگ و گردا گرد آن خانههاى فرزندان خردسال منصور ، و غلامان و خدمتگزاران نزديك وى و همچنين بيت المال و قورخانه و ديوان نامهها و ديوان خراج و ديوان مهر و ديوان سپاه و ديوان نيازمنديها و ديوان چاكران و خدمتگزاران و آشپزخانهء عمومى و ديوان هزينهها قرار داشت ، و ميان طاقها تا طاقها ( ى ديگر ) كويها و دروازهها قرار داشت كه بنام فرماندهان و نزديكان منصور و ساكنان هر كوچهاى معروف است ، چنان كه از « باب البصره » تا « باب كوفه » كوى پاسبانان است ، و كوى هيثم ، و كوى مطبق كه زندان بزرگ « مطبق » داراى ساختمان محكم و بارهء استوار در آن واقع است ، و كوى سرجس و كوى حسين و