اليعقوبي ( مترجم : آيتى )
9
البلدان ( فارسى )
فراخواندن مهندسان و معماران و كسانى كه بعلم پيمودن و مساحت كردن و تقسيم نمودن اراضى آشنايند ( مأمورانى ) گسيل داشت ، تا آنكه گردا گرد شهر خود ، معروف به « مدينهء ابى جعفر » را خط بركشيد ( و نقشهء آن را طرح كرد ) و معماران و كارگران و صنعتگران ، از درودگران و آهنگران و مقنّيان را فراخواند ، و چون فراهم شدند و كامل گشتند ، حقوقشان را معين كرد و مزدشان را برقرار ساخت ، و به هر سرزمينى نوشت تا از كسانى كه به چيزى از كارهاى ساختمانى آشنايى دارند ، هر كه را آنجا است روانه سازند ، و در نتيجه صد هزار از اصناف كارگران و صنعتگران نزد وى فراهم آمدند ، و جماعتى از مشايخ چنين گزارش دادند كه ابو جعفر منصور كار ساختمان را آغاز نكرد ، تا وقتى كه كارگران و صنعتگران وى به صد هزار رسيدند ، و سپس در ماه ربيع الاول سال 141 ، گردا گرد آن را خط بركشيد و آن را به شكل دايره قرار داد ، و در همهء نواحى دنيا شهرى دايرهوار جز آن شناخته نيست ، و شهر را در همان وقتى كه نوبخت منجّم و ما شاء اللّه بن ساريه اختيار كرده بودند ، پىريزى كرد ، و پيش از انجام پىريزى ، خشتهاى بزرگ زده بودند كه يك خشت كامل چهار گوش آن ، يك ارش در يك ارش بود ، و دويست رطل « 1 » وزن داشت ، و نيم خشت آن يك ارش درازا و نيم ارش پهنا و صد رطل وزن داشت ، چاهها براى آب كنده شد ، و كاريزى از رودخانهء « كرخايا » - همان رودخانهاى كه از فرات سرچشمه مىگيرد - ساخته شد و استوار گشت و تا داخل شهر براى مصرف شرب ( اهالى ) و خشت زدن و گل ساختن كشيده شد ، و براى شهر چهار دروازه قرار داد : دروازهاى كه آن را « باب الكوفه » ناميد و دروازهاى كه آن را « باب البصره » نام نهاد ، و دروازهاى كه آن را « باب خراسان » ناميد ، و دروازهاى كه آن را « باب الشام » ناميد ، و ميان هر دروازهاى و دروازهء ديگر از بيرون كنده ، پنج هزار ذراع است به « ذراع سوداء » و بر هر دروازهاى از آن دو در آهنى بزرگ باشكوه
--> ( 1 ) بفتح و كسر اول : نيم من ، و آن دوازده اوقيه ، و اوقيه چهل درهم است ( منتهى الارب ) .