محمد تقى مصطفوى

مقدمهء كتاب 13

اقليم پارس ( فارسى )

سير خلجان « 1 » كه از شهر تا كوه دراك قريب دو فرسنگ است تمام باغ و باغچه است . . » . ديگر از نويسندگان عصر صفوى . قاضى مير احمد قمى - معروف به « مير منشى » - است كه بمنصب انشاء در دستگاه والى خراسان شاهزاده ابراهيم ميرزا فرزند بهرام ميرزا پسر شاه اسمعيل اول در مشهد ميزيسته و در حدود سال 1015 ه . ق وفات يافته است . وى در كتاب گلستان هنر كه تاريخ بديعى از نقّاشان و خطّاطان ايرانست ، از شيراز نام برده و در ذيل احوال اميرزاده ابراهيم - سلطان بن شاهرخ تيمورى نوشته است كه : وى كتيبه‌هاى بسيار در مدارس و مساجد و بقاع شيراز بنياد نهاد چون دار الصفا و دار الايتام كه اين دو بنا را دو چشم روزگار مانند آن نديده است ، و در صفّهء مقبرهء شيخ العاشقين ، شيخ مصلح الدين سعدى شيرازى ، اين غزل بخطّ آن بىبدل بر ازاره بكاشىتراش مسطور است : « بجهان خرم از آنم كه جهان خرم ازوست . . . الخ » . « و اين بناها را به حكم يعقوب ذو القدر حكمران فارس كه مردى فرومايه و بىادب بود ، در سال 998 خراب كردند و هيچ اثرى از آن باقى نماند . . . اين عمل ناپسند خشم شاه عباس كبير را برانگيخت و امر فرمود او را بقتل رسانيدند » . ( رجوع شود به فارسنامهء ناصرى ج 1 گفتار اول ص 123 ) . از اين حكايت تاريخى خواننده دچار تأسّف و تلهّف مىشود كه چگونه ابنيهء ظريفه و عمارات رفيعهء آن شهر شهير كه از به دو تاريخ اسلام تاكنون در ولايت فارس بفرمان شاهان نامدار و بدست معماران هنرمند و استادان بدايع‌نگار بوجود آمد با تيشهء جهالت و تبر نادانى بويرانى افتاده است . بسال 1315 ه . ش نيز بناى دروازهء قرآن را در تنگ الله اكبر كه از عصر بويهيه باقىمانده بود و بازار كريم خان وكيل را در شهر شيراز كه از نفائس آثار عصر زنديه است خراب كردند « 2 » . مؤلّف ديگر از قرن يازدهم . قاضى نور الله المرعشى التسترى است . عالم

--> ( 1 ) اين ناحيه بعدها باسامى گوناگون چون « هزار باغ » و « قصر الدشت » و « مسجد بردى » نامبردار شده است . ( 2 ) دروازهء قرآن در سال 1327 ه . ش با سنگ و آجر و كاشىهاى ظريف بهمت نيكوكاران زمان تجديدبنا شده است ( رجوع شود به صفحهء 51 و تصاوير 98 و 99 كتاب حاضر . م ) .