لطف الله هنرفر
199
اصفهان ( فارسى )
جماعت سيمكش : در قديم كه پارچههاى نقدهدوزى و غيره زيادبوده و ريشههاى گلابتون و پارچههاى ( ده يك دوز ) و امثال اينها رواج داشت ، نخ طلا و نقره را با هم كار مىكردند ، سيمكشى بسيار بود و در حال حاضر كم است . جماعت زركش : سابق بر اينكه زرىبافت قدرى داشت ، زركش هم با منزلت بود . هنر زركشى از صفتهاى خوب اصفهان است . دستگاه با حكمت و اسباب دقيق دارد . در اين صنعت دقّت را به جايى رسانده بودند كه از يك مثقال طلا ، هزارودويست ذرع نخ گلابتون درست مىكردند . جماعت زريباف : سابق بر اين زريبافى رواج داشت و زرى از پارچههاى مرغوب ايران بود و مخصوص به اصفهان . لباس رنگين و زرّين بزرگان و شاهزادگان و خلعت سنگين سلاطين زرباف مىشد . زريبافى صنعتى است كه تا بهحال فرنگيان نتوانستند آن را مانند اصفهان به حد كمال برسانند . عكسها و زرهاى باقى مانده از عهد شاه عباس صفوى تا بهحال ، چنان است كه نقاشان استاد در عجز طرح و طرز آن اذعان دارند و مىگويند : خداوندان قلم نقش در اين زمان از عهدهء رقم اين بر نمىآيند تا چه رسد به بافندگان . جماعت گلابتوندوز : پيش از اين رواجى داشتند و زياد بودند ؛ حالا كم است و متاعشان كم خريدار . جماعت نقدهدوز : نقدهدوزى سابق خيلى قرب و نقل داشت . بسيارى از زنان و مردان نقدهدوزى مىكردند . اول نقاشان روى پارچهها طرحآميزىهاى خوبى مىنمودند و بعد نقدهدوزها روى اين طرحها مىدوختند ، كارهايى كه از قديم مانده ، زياد تعريف دارد ، حالا اين هنر بسيار كم شده است و بيشتر آنهايى كه باقى ماندهاند ، به تهران و تبريز رفتهاند . جماعت لندرهدوز : در حالحاضر تعداد آنهايى كه ماهوت و برك و امثال اينها را مىدوزند ، معدودند .