لطف الله هنرفر

192

اصفهان ( فارسى )

همت مؤسسين و مباشرين و موجدين اين آثار را بيشتر مايهء حيرت بدانم يا پستى و بىهمتى و بىلياقتى و بىحسى و شقاوت كسانى كه اين طور چنين نفايس را مورد بىاعتنايى و بىمبالاتى قرار داده و يا راضى به تخريب آن‌ها شده‌اند و حقيقتا اين مسئله براى من معما است كه ايرانى كه داراى آن ذوق و حس است و اين قسم آثار را ايجاد مىكند ، چگونه است كه اين اندازه در قدردانى نسبت به آن‌ها كوتاهى دارد ، و در صورتى كه اين آثار يادگارهاى عزيز پدران ما و مفاخر ملى و اسباب اعتبار و آبرومندى و شرافت ما در انظار مردم دنياست ، چرا ما هيچ قدر و منزلتى براى آن‌ها قايل نيستيم . اين مساجدى كه اسم بردم ، كاشىهاى آن‌ها ، كه هر كدام جواهرى است گرانبها ، يك‌يك مىريزد و جاى آن ، سفيد مىماند ، به طورى كه شخص با حس چون آن را مىبيند ، گويى تير به چشمش مىخورد ، ولى كسانى كه حفظ و سرپرستى اين ابنيه وظيفهء دينى و ملى آن‌ها است ، به هيچ وجه متأثر نيستند و در كمال سرفرازى هر روز در اين مساجد رفت و آمد مىكنند . روى آن كاشىها بقدرى گرد و خاك نشسته كه آب و رنگ بسيارى از آن‌ها ديده نمىشود ، طاق‌ها و ديوارهاى آن‌ها شكست مىخورد و كسى غم ندارد . عمارت چهلستون و عالىقاپو تا چندى قبل زباله‌دان بود و فقط پس از تشكيل قشون جديد كه اصفهان يكى از مراكز قشونى گرديد ، صاحب منصبان اهتمامى كردند و آن‌ها را از ابتذال و نكبت بيرون آوردند . اين عمارت چنان‌كه عرض كردم ، همه مزيّن به نقوش و تصاوير بود ، ولى در دوره‌هاى سابق مثل اين كه آن‌ها را ننگ و عار دانسته باشند ، روى آن‌ها را گچ كشيده بودند كه اخيرا متصديان حكومت و قشون كه درصدد احياى آن‌ها بر آمده‌اند ، با زحمت زياد آن گچ‌ها را از روى تصاوير برداشته‌اند . ولى از آب و رنگ و جلوهء آن‌ها بسيار كاسته شده و بعضى از آن‌ها