لطف الله هنرفر

191

اصفهان ( فارسى )

عبادتگاه وسيع و چيزهاى دور تر در عقب صحن مسجد و ايوان ، خراب و در حال اضمحلال و نابود شدن هستند . راجع به مدرسهء سلطانى چهارباغ چنين مىنويسد : اين مجموعه جواهر گرانبها را ، كه آفتاب ايران در زير امواج خود با جلال و شكوه مىآرايد ، مىبينيم ؛ اما هنگامى كه بدقت توجه كنيم ، كهنگى و خرابى نمايان است ؛ قشنگى و زيبايى اين بنا آخرين سرابى است كه پس از چند سال نابود مىشود . گنبد شكاف خورده ، قسمت‌هاى بالاى مناره‌ها ريخته و روپوش مينايى آن‌ها ، كه رنگش مانند آغاز ساختمان تازه و خرم است ، در چند جا ريزش كرده و از اين‌رو آجرهاى خاكسترىرنگ و سوراخ‌ها و شكاف‌ها نمايان شده‌اند و از درون شكاف‌ها ، علف‌ها و گياه‌هاى خودرو آويزان است . مرحوم محمد على فروغى ( ذكاء الملك ) ، در تاريخ پنجشنبه 28 ارديبهشت 1306 شمسى ، تحت عنوان « مشاهدات و تفكرات دربارهء آثار ملى در ضمن سفر اصفهان و فارس » به دعوت انجمن آثار ملى مطالبى اظهار داشته كه نقل آن‌ها وضع آثار تاريخى اصفهان را در آن تاريخ روشن مىكند و معلوم مىدارد كه تا چه حد وضع آثار باستانى اصفهان اسف‌انگيز بوده است : . . . اما از تفكراتى كه از مشاهدهء اين آثار دست مىدهد گذشته از محبت و اعجابى كه نسبت به صفويه و همت و غيرت و ذوق و سليقهء آن‌ها پيدا مىكند ، نسبت به حالت حاليهء آن‌ها نمىتوانم به زبان بياورم كه چه حالى به انسان دست مىدهد و شايسته هم نيست كه همه چيز در چنين محضرى گفته شود . همين‌قدر عرض مىكنم ، بدوا من مردد ماندم كه عشق و شور و هنرمندى و علوّ