لطف الله هنرفر

141

اصفهان ( فارسى )

و زشت‌روى را هم اجازهء داخل شدن نمىدادند تا شاه و زنان حرمش از ديدن زشت‌رويان آزرده‌خاطر نشوند . همين‌كه شب فرا مىرسيد و چراغ‌ها افروخته مىشد ، شاه با زنان حرم و كنيزكان خود از ميدان نقش جهان به بازار مىرفت و مدتى در بازارها مىگشت و بر هر دكان با زنانى كه به جاى شوهر يا پدر و يا برادر خود نشسته بودند به صحبت مىايستاد و جنس‌ها را به قيمتى گران‌تر مىخريد و اگر از دكاندارى سخنى موافق ميل خود يا شعرى مناسب مىشنيد ، او را خلعت و انعام مىداد . زنان شهر در اين شب همگى لباس‌هاى فاخر به تن مىكردند و خود را با زينت و زيور مىآراستند و در بازارها و كاروانسراها با روى باز حركت مىكردند و به آزادى گرد شاه و همراهانش حلقه مىزدند . شاه پس از آن‌كه مدتى در بازارها مىگشت ، با همراهان به كاروانسراى لله بيك مىرفت و چندبار نيز دور حياط آن‌جا مىگشت و اجناس سوداگران ارمنى و ونيزى و عرب و هندى را كه در آن‌جا دكان داشتند تماشا مىكرد ، سپس با زنان خود در گوشه‌اى از كاروانسرا قرار مىگرفت و گروهى از جوانان ايرانى و ارمنى به صداى دايره و چهارپاره در برابر او و همراهانش به پايكوبى بر مىخاستند ( چهارپاره چنان‌كه از اسم آن برمىآيد ، چهار قطعه از چوب آبنوس يا عاج يا جسم سخت و محكم ديگر بود كه در دست مىگرفتند و به آهنگ ساز بر هم مىزدند ) . در اين‌گونه گردش‌ها شاه باده‌گسارى مىكرد و به حاضران هم اجازهء باده‌نوشى مىداد و غالبا تا سپيده‌دم در بازارها به گردش و تماشا مىگذرانيد . مسجد شيخ لطف الله - يكى از زيباترين آثار تاريخى اصفهان كه چشم هر تماشاكننده‌اى را خيره مىكند و نسبت به هنرمندانى كه در انجام آن دخيل بوده‌اند به اظهار تحسين و اعجاب وا مىدارد ، مسجد شيخ لطف اللّه است كه در ضلع شرقى ميدان نقش جهان و مقابل عمارت عالىقاپو واقع شده و به واسطهء كاشيكارىهاى معرّق داخل و خارج گنبد