مسيح ذبيحى

75

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

آرامش كردند كه تا ده روز در وصول تنخواه هرزه‌گى نكند . يوم جمعه يازدهم . اللّه نظر خان طايفهء جعفر باى يك باب آلاچيق بسيار خوب به جهت خان خانان تعارف آورد و در اين روز در ميان اردو كومهء عباسقلى خان پسر مرحوم صادق خان قاجار آتش گرفت ، ولى به حمد اللّه به ساير كومه‌ها و چادرهاى ديگر آسيبى نرسيد . / 97 / يوم شنبه دوازدهم . تكنج خان و يابولى خان و ساير ريش سفيدان يموت طايفهء دوجى خدمت نواب و الا آمده مورد التفات شدند . در اين روز نيز يوسف بيك تفنگدار از جانب كسان نوّاب شاهزاده سخن خلافى به بيلگربيكى گفته بود مواجه كردند و رسوا شد و نيز در اين روز در مطلع فجر تفنگچى به جهت مرغى كه در هوا [ مىپريد ] سى چهل تير تفنگ از اطراف اردو انداختند . چون حركت خلاف قاعده كرده و تفنگ بىموقع انداخته بودند سه نفر از آنها را نواب و الا گوش بريدند . يوم يكشنبه سيزدهم . يك باب چادرى كه قبله عالم و عالميان روحى و روح العالمين فداه به جهت نواب شاهزاده مرحمت فرموده بودند رسيد و نواب و الا چادر مبارك را با عزار و احترام تمام وارد اردو نموده و بر پا كرده در ظل مرحمت و سايهء عاطفت قبله عالم روحى [ و روح ] العالمين فداه قرار گرفتند . يوم دوشنبه چهاردهم دسته ميزرا على اصغر خان و دودنگه‌يى در وقت سان ديدن با ميرزا اسمعيل لشكر نويس قيل و قال كرده بناى بىحرمتى را گذارده ميرزا اسمعيل در خدمت نواب و الا عارض شده نواب شاهزاده ميرزا على اصغر خان را به جهت تحقيق اين مراتب احضار فرموده مشار اليه جواب فراش را خوب نگفته بود . نواب و الا او را با يكى از صاحب منصبان دستهء او حكما آورده و پس از تحقيق معلوم شد كه موازى يكصد و پنجاه نفر نوكر كم و كسر وارد و با اين / 98 / نوع خيانت اين گونه حركات هم مىكند هر دو را به چوب بسته و چوب زيادى زدند تا عبرت ديگران شود .