مسيح ذبيحى
76
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
يوم سه شنبه پانزدهم . عاليجاهان ميرزا محمد خان و ملك محمد حسين و ميرزا عباس و عبد الصمد خان كه به استمالت طايفهء گوكلان رفته بودند رؤساى خوب و بزرگان آنها را اطمينان و خاطر جمعى داده به اتفاق خود برداشته به اردو آوردند و عمر خان برادر بهادر خان حاكم بخارا را هم به اتفاق آنها آوردند ، و پس از شرفيابى خدمت نواب و الا شاهزاده اعظم كمال مرحمت و التفات را دربارهء آنها مرعى فرموده و به مراحم شاهانهء قبلهء عالم مستظهر و اميدوارشان كرده و خان خانان را به جهت آنها مهمانوار قرار فرمودند و سپردند كه عرايض و مطالب آنها را برسد و خلاصهء مطالب و مستدعيات حضرات را به عرض نواب و الا برساند ، و فرمايش نواب و الا به تركمانان گوكلان اين شد كه اولا بايد من بعد را به قدرى در خدمات پادشاهى كوشش و اهتمام و جان نثارى نماييد كه رفع خلاف و خيانتهايى كه از شما سر زده است به عمل آيد و ثانيا عبد اللّه بيك نام چاپار وزير مختار كه از هرات مىآمده در بين راه به دست گوكلان افتاده است و آنها او را بخيوقى فروختهاند ، بايد در هر جا باشد مشار اليه را حكما بياوريد . آخر الامر بعد از همهء اصرار و احكام و اهتمام نواب و الا به موازى ششصد تلاى گوكلان كه عبارت از يكصد و هشتاد تومان رايج باشد مشار اليه را خريدند و وارد اردو شد . فقرهء ديگر اينكه ميرزا على اصغر سركرده به جهت بىنظمى نوكر سياست شد . محصل محاسبه و سان نوكر از مشار اليه بيست و پنج تومان مرسوم گرفته / 99 / بود چون مراتب به عرض نواب و الا رسيد . محصل را كمال سياست فرموده و فرمودند كه ما او را به علت بىنظمى امر نوكر به سياست رسانيديم . ديگر پول از او گرفتن چرا كه اين تنخواه هم از مواجب نوكر بيچاره كسر شود . ظهور اين فقره مايهء اميدوارى و باعث نظم كار ساير سركردگان و دستهجات ديگر شد . يوم چهارشنبه شانزدهم . چون عاليجاه ميرزا على اصغر خان به جهت بىنظمى كار خود مقصر گرديده و سياست شده بود نواب و الا به جهت اميدوارى مشار اليه و نظم امورات ديوانى و خوف نوكر از سركردهء مبارك خود را كه زياده از هشتاد تومان ارزش داشت به او خلعت مرحمت فرموده كه مايهء افتخار و نظم اموراتش شود .