مسيح ذبيحى

104

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

نظم در آورده است . طبع نظم نيز داشت و كلمات مستحسنه از مير عليه الرحمة در هر باب به ظهور رسيده . اين دو بيت را از غزل او مسوّد اوراق به جهت انموذج در اين صحيفه درج نمود : شرب مدام شد چو ميسر مدام به * چون مى حرام گشت به ماه حرام به يك بوسه از لبت ده و يك بوسه از رخت * تا هر دو را چشيده بگويم كدام به و از افكار ابكار اوست : چرخ با اين اختران نغز و خوش زيباستى * صورتى در زير دارد هر چه بر بالاستى صورت زيرين اگر با نردبان معرفت * بر رود بالا همان با اصل خود يكتاستى اين سخن را در نيابد هيچ و هم ظاهرى * گر ابو نصرستى و گر بو على سيناستى جان اگر نه عارضستى زير اين چرخ كهن * اين بدنها نيز دايم زنده و برپاستى / 136 / هر چه عارض باشد او را گوهرى بايد نخست * عقل بر اين دعوى ما شاهد گوياستى مىتوانى گر زخورشيد اين صفتها كسب كرد * روشن است و بر همه تابان و خود تنهاستى صورت عقلى كه بىپايان و جاويدان بود با همه و بى همه مجموعه و يكتاستى * هفت ره از آسمان بر فرق ما فرموده حق هفت ره از چرخ از دنيا سوى عقباستى ره نيابد از درى بر آسمان دنياپرست * ورنه بگشايند بر وى گرچه درها واستى