مسيح ذبيحى

90

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

يا من يرى المتعة من دينه * حّلا و ان كانت بلا مهر و لا يرى سبعين تطليقة * تبين منه ربّة الخدر من هيهنا طابت مواليدكم * فاجتهدوا فى الحمد و الشكر پس على بن محمد بن زيد فصيحى در جواب او اين ابيات گفته : بناتكم يا منكرى متعة الاولى * راوها رضا فى دينهم غير منكره امّا انتم ان مغصتم بقوله * عبيد لهم فيها يرون مسخره و فعلى سد لأست كلّ معيوب * لما قاله فى الطّاهرين ابن سكّره در مجالس المؤمنين معنى ابيات ابن سكّره را چنين فرموده كه اى آن كسى كه نكاح متعه را در دين خود حلال مىبيند اگر چه بىمهر باشد و هفتاد طلاق متوالى را موجب جدايى زوجه و حرمت رجوع به او بىاستيناف عقد نمىداند ، بداند كه از اينجا است كه فرزندان او طيّب و پاكند پس بايد كه در شكرگزارى آن مراسم حمد و سپاس بجا آورد . و مخفى نماناد كه آنچه گفته كه متعه هر چند بىمهر باشد جائز است افتراء محض است ، زيرا كه به اتّفاق جميع علماء شيعه نكاح متعه بدون مهر / 116 / منعقد نمىشود و صحيح نيست . و اما ابيات فصيحى عليه الرحمة پس حاصل آن اينست كه خطاب است به ابن سكّره و ساير اهل سنّت : كه اى منكران نكاح متعه كه در صدر اول حلال و معمول بوده بدانيد كه دختران شما در دين خود به آن رضا داده‌اند و انكار آن نمىكنند و به آن مشغولند ، ليكن شما در انكار آن تابع و بنده و مسخّر فتواى بعضى از مفتيان جاهل شده‌ايد و ندانسته‌ايد كه فعل ما نكاح متعه را سدّ باب پاره شدن . . . آن كسانى است كه قول ابن سكّره را مىپسندند ، يعنى اگر نكاح متعه معمول نباشد يك . . . . . . درست نمىماند و جواب مسئله هفتاد طلاق را نيز گفته زياده از اين مقدار كه مذكور شد از شعر او به دست نيامده در سيزدهم ذيحجه از سال پانصد و شانزده وفات يافت . السيّد العلّامه على بن محمد بن على الحسينى الجرجانى الشهير بالشّريف سيّد محمد نور بخش و شيخ محمد بن ابى جمهور به تشيّع او گواهى داده‌اند سالها در حجر تربيت علّامهء رازى بوده و از آن محقّق امامى مذهب استفادت نموده ، ذات شريفش از