بابا صفرى
82
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
آن روز عبارت از محيط محدود زندگى و محسوسات آن بود ، و پى بردن به سبب خلقت و تكوين و تطور عالم ، قسمت اعظم انديشهء او را تشكيل ميداد ؛ و هنگامى كه وى از حوائج جسمانى فراغتى مييافت دربارهء محيط و چگونگى تغييرات و علت آنها بتفكر ميپرداخت . طبيعى است كه رشد مغزى و فكرى انسان ، در ادوار مختلف تاريخ ، كيفيت تصورات او را دربارهء مبداء و موضوع و نحوهء تفكرش تغيير داده و علتى كه فى المثل در پنجاه قرن پيش براى ايجاد اشياء و محيط زندگى به نظر لازم ميآمده با خدائى كه در ده قرن قبل بعنوان خالق جهان توجيه ميشده فرق كلى يافته است . و شايد از اين رهگذر بوده است كه هگل « 1 » دانشمند معروف آلمانى گفته است « با پيشرفت انسانيت خدا بيشتر ظاهر ميگردد » . اگر كوشش بشريت را ، در راه خداشناسى ، در دوران رشد دماغى وى طبقهبندى كنيم بطور كلى بسه طريقهء مهم ميرسيم : نخست روش عقلى كه حكما و فلاسفه از آن پيروى كرده با دلايل و استدلالهاى منطقى باثبات واجب الوجود پرداختهاند . طبيعى است كه اين امر خاص دانشمندان بوده است كه بچنين مبدائى اعتقاد يافتهاند و گرنه هركسى را اثبات وجود خدا و شناختن واقعى او از اين راه ميسر نگشته است . وانگهى فلاسفه و حكما نيز همه مثل سقراط و افلاطون و ارسطو واقعبين نبودهاند بلكه در ميان آنها كسانى مثل سوفسطائيان « 2 » و ايده آليستها « 3 » و آتهايستها « 4 » هم پيدا شدهاند كه حتى واقعيت وجود اشياء عالم را نفى يا اساسا مبداء آفرينشى بنام خدا را انكار كردهاند .
--> ( 1 ) - « هگل Hegel » فيلسوف معروف آلمان در قرن 19 و 20 و از طرفداران مشرب علوم است . ( 2 ) - سوفسطائيان جماعتى از فلاسفه بودند و با طرز استدلالهائى كه داشتند غالبا در خلاف جهت حقايق نتيجه ميگرفتند . ( 3 ) - ايدهآليستها بآندسته از فلاسفه گفته مىشود كه اصالت را بجاى حقايق خارجى در ذهن و انديشه ميدانند . ( 4 ) - Athe ? ists عنوانى است براى انكاركنندگان خدا و ترجمهء آن منكرين خدا مىباشد .