بابا صفرى

387

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

ما از تذكارات اين دانشمند روحانى سپاسگزارى ميكنيم و با تشكر از دقتى كه داشته‌اند قسمتى از آنها را براى تكميل مطالب عرضه شده مورد استفاده قرار ميدهيم و بطور كلى براى بررسى آنها يادآور ميشويم كه : 1 - كلمهء انسان ، بدان مفهوم كه به كار رفته است ، علاوه بر ميراث محلى در برخى از زبانهاى ديگر نيز ديده مىشود و اگر مفهوم كلمهء ناس در آياتى مثل « ام يحسدون الناس على ما آتيهم اللّه » منطبق با مفهوم انسان ، در مواردى كه ما آن را به كار برده‌ايم ، باشد در قرآن مجيد نيز ميتوان بمواردى از آن اشاره كرد . 2 - سنگى كه در صفحات 8 و 110 از قول خواندمير بنقل از عجايب البلدان ذكر شده اكنون در اين شهر وجود ندارد و بطور كلى در كتابها ؛ از وجود چنين سنگى ، از عهد شيخ صفى الدين باينطرف نيز ؛ خبرى به چشم نميخورد و اين توضيح بطوريكه نقدنويس محترم نيز اشاره كرده است در روشنى مطلب از لحاظ آيندگان مفيد مىباشد . 3 - كلمهء دعوات را ما در صفحات 18 و 20 بجاى « دعوتها » ى زردشت از مردم براى قبول كيش او به كار برده‌ايم در صورتى كه از لحاظ قوانين صرفى صحيح و وافى به مقصود نباشد طبعا بايد از نوشتهء نقدنويس محترم براى اصلاح عبارت استفاده شود . 4 - در دستور زبان فارسى به كار بردن كمابيش بعنوان يك كلمهء مركب مثل دمادم ، سراپا مجاز مىباشد و در بعضى از نوشته‌هاى ادبى نيز به چشم مىخورد . 5 - ييلاق كلمه‌اى است كه از تركى وارد زبان فارسى شده است و لذا در جمع تابع قوانين زبان فارسى نيست و غالبا به صورت ييلاقات جمع بسته مىشود . 6 - كلمهء پناه در صفحهء 57 از قول ياقوت حموى بجاى پناهگاه به كار رفته است و ربطى بمؤلف ندارد . 7 - به كار بردن كلمهء شادروان را در مقابل نام كسروى كسان ديگرى نيز از متشرعين بر ما ايراد گرفته‌اند . ما در اينباب در صفحهء 347 نكاتى را بيان كرده‌ايم . 8 - لفظ قضا را ، بنحويكه نقدنويس ارجمند اشاره كرده است ، در زبان فارسى