بابا صفرى

388

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

استعمال نميشود و تعبيرى از اصطلاح محلى مىباشد با اينحال اصطلاح زيبائى به نظر ميرسد ولى بايد قبول كرد كه زيبائى نبايد بر خلاف قوانين زبان باشد . 9 - يادآورى ايشان در مورد لزوم زيرنويس براى صفحات 128 و 129 بجا مىباشد و اشارهء ايشان بسقط كلمهء « است » در سطر اول صفحهء 156 صحيح است و ما از اين دو نقص متأسف هستيم . 10 - اصل كلمهء « دهه‌ز » ، بطوريكه اشاره شده است ، « دهنز » و بمعنى دريا مىباشد ولى در جائى كه ما آن را به كار برده‌ايم بعنوان اسم خاص و نام شخص معينى بوده است و بدينجهت رعايت شكل تلفظ آن شده است . 11 - عبارت « به گردن افتادن » در زبان فارسى مصطلح نيست و تأسف در اينست كه كلمه و يا عبارتى هم در آن زبان نميتوان يافت كه مفهوم اصلى جملهء « بوينو نادوشدى » تركى را برساند . در صفحهء 222 « حاء » كلمهء مطرح با كسره منظور شده است اگر وافى بمفهوم جمله نباشد بايد عبارت عوض شود . 12 - ما در صفحهء 34 جلد اول كتاب ، بقدريكه مناسب بوده است ، در باب مهدى موعود اشاره كرده‌ايم . تذكار اين نويسندهء دانشمند لزوم توضيحى دربارهء منتظرين ظهور را ، براى اطلاع كسانى كه در اينباب مطالعه ندارند ، لازم مينمايد و آن اينكه همهء شيعيان اثنى عشرى در انتظار ظهور حضرت ولى عصر ( ع ) ند . ليكن گروهى معتقدند كه چون در موقع ظهور آنحضرت دشمنان بجنگ خواهند ايستاد از اينرو اينان خود را براى جنگ در ركاب آن بزرگوار و يارى او آماده ميسازند و روزهاى جمعه شمشير بر كمر بسته سوار بر اسب ميشوند و تمرينهاى جنگى مينمايند . * * *