بابا صفرى
358
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
5 - موضوع فرار حاج بابا خان از اردبيل بعد از زخمى كردن مأمور حكومت كه در صفحهء 408 درج شده است با چند نفر از معمرين خانوادهء محمدى مطرح شد باتفاق اظهار داشتند كه حاج بابا خان بعد از فرار از اردبيل بباكو رفته و در آنجا با آزاديخواهان آن سامان آشنائى پيدا كرده و در بين آنها اسم و رسمى هم كسب نموده و بعد از برگشت از آن ديار بصف مشروطه خواهان و مجاهدين پيوسته است . 6 - عبد الخالق نامى ، كه محمد باقر و اسلام مجاهد دائىهاى او هستند ، و او خود قاصد و نامهرسان حاج بابا خان بود و فعلا ساكن محلهء يعقوبيه در اردبيل مىباشد و در آن تاريخ مشهور به « ايرى پالان » ( آئروپلان ) شده و وجه اين تسميه به علت جلدى و چالاكى او در امر نامهرسانى بوده است در مورد توطئهء قتل حاج - بابا خان در زنجان كه خود نيز همراه آنها و شاهد ماجرا بوده چنين ميگفت : جهانشاه افشار يك اطاق پر از سكه و ظروف طلا داشت . حاج بابا خان بعد از پيروزى بر خان افشار دستور داد طلاهاى او را در خورجينها پركرده بهمراه بياوريم . در آن تاريخ اين خبر با مبالغهء زياد به گوش همه رسيد توطئههائى بر ضد حاج بابا خان براى تصرف طلاها چيده شد و در قدم اول حاكم زنجان توطئه را باجرا گذاشت و در محاصره و جنگ و گريزى موفق شد تمام طلاها را باستثناى خورجينى كه همراه خود حاج بابا خان بود بچنگ آورد . حاج بابان از بيم توطئههاى ديگر و مزاحمت حكام ساير شهرها از بيراهه و از طريق خلخال خود را باردبيل رسانيد و بعد از مراجعت از زنجان لباس اونيفورمى براى خود و يارانش تهيه نمود و درجاتى نيز براى آنان قائل شد و خانهء وسيعى را در محلهء پير شمس الدين ، كه اكنون نيز تقريبا به همان شكل باقى است براى خود و يارانش اجاره نمود . و از فيلارتيوف كلنل روسى نيز در اين خانه پذيرائى كرده است و نيز از همين خانه بنا بدعوت حكومت وقت باسم قوام الاياله بعد از ظهر يكروز با درشگه بهمراه دو نفر از يارانش كه يكى از آنها آبى نام داشته بقلعه رفته است .