بابا صفرى
324
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
دائرة المعارفى تحويل جامعهى ما داده ، كه داشتن يكجلد از آن بر هر اردبيلى فرض است . * * * مؤلف مينويسد : « ما در تأليف اين كتاب سه سال زحمت كشيديم ، كتابها ، مقالات و نوشتههاى زيادى خوانديم و در جستجوى معدودى از سالخوردگان اردبيل ، كه ممكن بود از وقايع گذشته اطلاعاتى داشته باشند ، وقت زيادى صرف كرديم ، با همهء اينها خود اذعان داريم كه آنچه گرد آوردهايم از درياى ژرف تاريخ بس طولانى اين خطهء باستانى قطرهاى بيش نيست . چه توانستيم كرد ؟ بيش از اين بمنابع و مآخذ ديگرى دسترسى نيافتيم و انصراف از چاپ و نشر اين كتاب را نيز بعذر نقص احتمالى گناه نابخشودنى دانستيم . » . بايد اضافه كرد : از روى تواضع - مؤلف - چنين اظهار نظرى كرده ، چه اين كار عظيم و شگرف كار سه يا چهار سال نيست . اين كارى است كه حتما يك عمر ذهن پوياى صفرى را به خود مشغول ميداشته و سالهاى دراز پايههاى آن را در ذهن استوار ميكرده و خطوط عمدهى آن را بتمامى طرح ميريخته . منتها در طول سه سال طرحها از ذهن به روى كاغذ آمده و شكل پذيرفته است . هرگز امكان ندارد ، چنين اثرى كه از هرسطر آن دقت ، صداقت ، پختگى و استوارى انديشه و استحكام بيان و روانى مىتراود خلق الساعه باشد . . . كتاب پانصد صفحهاى آقاى صفرى را من در يك شبانهروز بگوارائى يك رمان بسيار شيرين از يك نويسندهء مقتدر خواندم و ابدا خستگى احساس نكردم . گرمى و كشش بيان مؤلف نشاندهندهى اين حقيقت است كه ايشان تا چه مايه بالقوه و بالفعل نويسندهاند و بفنون و رموز نويسندگى سلطه دارند . در نوشتن كتاب تاريخى ، در وهلهى اول بايد بارزش ادبى آن توجه كرد چرا كه ميدانيم يك كتاب تاريخى - هرچه هم بيغرضانه و مستند بمدارك و مآخذ معتبر باشد - اگر بضعف تأليف دوچار آيد چندان بقا و دوامى نخواهد داشت و لاجرم در گوشهء كتابخانههاى عمومى گرد نسيان خواهد خورد .