بابا صفرى
317
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
« . . . اين مؤلف ( - ابن حوقل ) در متن كتاب نيز راههاى ارتباطى آن سامان را به نحوى بيان كرده كه مركزيت اردبيل را نسبت بشهرهاى ديگر آن روز مسجل ميدارد مثلا نوشته است كه : « راه اردبيل به بردعه ( مركز اران ) چنين است . . . « راه اردبيل بزنجان اينطور است . . . راه اردبيل بمراغه از اين قرار است . . . » اينك به بينيم آقاى بهآذين ، در ذكر آن ايراد ، چند اشتباه كردهاند . 1 - مطلب را نفهميده يا فهميده به روى خود نياوردهاند . زيرا آقاى صفرى اصولا در مقام نشان دادن مكان و زمانى در اردبيل نيست بلكه چنان كه گفتيم ميخواهد اهميت اردبيل را در زمان ابن حوقل و از زبان او ، از جهت مركزيت آن ، نقل كند لهذا تنها بذكر پيشانى جملههاى ابن حوقل بسنده مىكند و چنان كه ديديم از آوردن پيكرهى جملهها در ميگذرد . . . 2 - عبارتى كه آقاى بهآذين از كتاب آقاى صفرى نقل مىكنند ، تعمدا نادرست آوردهاند ، بدين صورت : « . . . مثلا عبارت راه اردبيل بر بردعه و مركز اران چنين است ص 23 . . » . و حال آنكه عين همين عبارت در همان صفحه 23 كتاب اينطور آمده : « . . . راه اردبيل بر بردعه ( مركز اران ) چنين است . . . » يعنى ، آقاى صفرى با اينكه در اين مقام نبوده است كه راجع بمكانى توضيح دهد ، در همانحال در برابر كلمهى بردعه ، در پرانتز توضيح داده كه مركز اران است ؛ اما آقاى بهآذين عبارت را تحريف فرموده و پرانتز را برداشته و يك واو اضافه كرده و آنگاه فرياد برداشتهاند كه : « . . . چارچوب زمان و مكانى خيلى از مطالبى كه در كتاب آمده ، مشخص نيست . . . » . * * * دو سه ايراد ديگرى هم كه آقاى بهآذين بدانها متمسك شدهاند ، همه از همين دست ؛ بىريشه ، از پيش خود آورده و نادرست است . از جمله آنكه بشيوهى نثر كتاب ايراد گرفته و از صفحهى 290 كتاب شاهد آوردهاند كه « . . . شاهسونها هريك