بابا صفرى

18

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

« برلين » را كه به زبان فارسى برنامه پخش ميكرد ، ميگرفت . ساكنان اردبيل آن روز ، باصطلاح معمول « ژرمنوفيل » « 1 » بودند و از فتوحات برق‌آساى آلمانيها در اروپا ابراز خوشوقتى ميكردند . از اينرو هرروز جمع كثيرى براى شنيدن اخبار جنگ بدانجا مىآمدند و گاه علنا نيز ابراز احساسات ميكردند و فى المثل وقتى گويندهء راديو ، بدروغ يا راست ميگفت كه امروز سپاه آلمان بيست فروند هواپيماى متفقين را سرنگون نمود يا فلان لشگر آنها را از كار انداخت اينان بر آن موفقيت كف ميزدند . شنيدنى است كه روز اول تيرماه 1320 احساسات آن جماعت مبدل بيأس و ناراحتى گرديد زيرا در آن روز گويندهء آن راديو خبر حملهء آلمانيها را بروسيهء شوروى اعلام داشت . شنوندگان اين خبر از آن جهت ناراحت شدند كه جنگ را در دو جبهه عليه موفقيت آلمانيها دريافتند و نيز نگرانيهائى از حيث كشيده شدن دامنهء نبرد بايران تصور نمودند . مع الاسف تصور آنها تحقق يافت و شصت و چهار روز بعد ميهن ما باشغال نظامى روس و انگليس ، و بعدها آمريكا ، درآمد و بساط كافهء باغ و راديو نيز برچيده شد . در ضلع غربى باغ ملى ساختمانى با تالارهاى بزرگ بعنوان باشگاه احداث شده بود كه بعدها مقر فرماندارى شهرستان شد و كنون نيز اين بنا در اختيار آن مقام است و در قسمتى از آن هم خانوادهء او زندگى مىكند . تغيير كلاه و لباس : يكى از اقدامات دوران سلطنت رضا شاه پهلوى تغيير لباس در ايران بود . ايرانيان از زمانهاى قديم طرز لباس پوشيدن خاصى داشتند و طبعا خوانندگان دانشمند داستان دو نفر ايرانى در پاريس را كه نويسندهء مشهور فرانسوى بنام « مونتسكيو » « 2 » آورده است ميدانند . خلاصهء آن چنين است كه دو نفر ايرانى با آن لباسهاى قديمى بپاريس ميروند . براى

--> ( 1 ) - « فيل » در اين موارد يك كلمهء خارجى است و اصل آن يونانى و بمعنى طرفدار و دوستدار مىباشد . در زمان جنگ بعضى از ايرانيان علاقه بانگليسىها داشتند و « آنگلوفيل » خوانده ميشدند . برخى هم از آلمانيها طرفدارى ميكردند و « ژرمنوفيل » گفته ميشدند . جمعى نيز كه از روسها جانبدارى مىنمودند « روسوفيل » بودند . ( 2 ) - فيلسوف و رياضىدان معروف فرانسه در قرن 17 صاحب كتاب معروف روح - القوانين . داستان مزبور عنوان كتابى است بنام « Lettres Persanes » .