بابا صفرى

279

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

خود معرفى نموده چنين گفتند كه آنها مال شخص آنان است و براى رفع نياز مردم تبرعا آنها را به مسجد آورده‌اند و براى آنكه صورت‌بردارى نشود اموال مذكور را به خانه - هاى خود بردند و بدينطريق ، لاعن شعور ، آنها را در معرض حيف و ميل قرار دادند و از اين رهگذر امكان اتلاف اشيائى مثل فرشهاى كهنه ، قنديل ، شمعدان ، شمايلهاى نقاشى شدهء قديمى ، چراغها ، بيرقها ، پارچه‌ها و ظروف را ، كه ظاهرا رنگ و رو رفته و كم‌بها ميباشند ، ولى بر اثر ارزش و قيمت زيادى مشتريان بيشترى از غير مسلمانان پيدا كرده‌اند ، از راه سرقت يا كلاهبردارى بعناوين تبديل با حسن و غيره فراهم ساختند . بارى بقعهء شيخ صفى الدين ، كه روزگارى صاحب غنىترين گنجينهء هنرى ايران ، بويژه از حيث اشياء كمياب و منحصر بفرد بود ، بمرور ايام همه را از دست داد و اكنون جز چند ظرف شكسته ، تعدادى رحل ، جلدهاى سوخته ولى گرانبهاى قرآن ، مجلداتى از قرآنهاى خطى قابل توجه كه در قروق سوم و چهارم تا هفتم و دهم هجرى نوشته شده است و برخى مسينه آلات چيز قابل ملاحظه‌اى ندارد . با اينحال ميتوان با آن اشياء و مقدارى صورتحساب مربوط با طعامهاى سالهاى 1020 قمرى و بعد از آن ، و قبالجاتى كه در موقع خريد املاك مربوط ببقعه و در قرون هشتم و نهم و دهم تحرير يافته است ، موزهء كوچكى ترتيب داد و در آن موزه چوب بيرق شاه اسماعيل را ، كه از نى است و زمانى پرچم پر افتخار ايران در بالاى آن ، بدست آن شاه جوان ، در اهتزاز بود و در جنگها براى ايران عزيز عزت و افتخار ميآفريد ؛ همچنين سر آهنى و كتيبه‌دار آن علم ، و سجادهء نمدى منتسب بمشايخ صفوى با كتيبهء آيت الكرسى ، شمعدانها و اشياء كهنه و از نظر افتادهء ديگرى را ، كه امروزه به وضع پراكنده و بىسامانى در چينىخانه و جاهاى ديگر بقعه افتاده است ، گرد آورده آنها را در معرض تماشاى زائران ايرانى و جهانگردان خارجى « 1 » قرار داد و مختصرى از عظمت و افتخارات گذشته را در ذهن آنها متداعى ساخت . كاش موجباتى فراهم ميشد و اينبار از قول شاه عباس بزرگ ، مؤسس موزهء

--> ( 1 ) - جهانگردى و ديدار از ممالك ديگر ، كه امروز بنام صنعت « Tourisme » خوانده مىشود ، بعد از جنگ جهانى دوم وسعت و رونق بيشترى يافته و جمع زيادى از كسانى كه بدين عنوان بايران ميآيند از شهر اردبيل و بقعهء شيخ صفى الدين ديدن مينمايند .