بابا صفرى
278
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
تغييرات در اموال و اشياء بقعه گاهى نيز به منظور تأمين امكانات بهتر مثل تعمير يا تبديل با حسن صورت گرفته و مثلا براى آنكه مرمتى در خود بقعه به عمل آمد يا فرش كهنهاى به كلى از حيز انتفاع نيفتد آن را فروخته فرش تازهاى خريدارى كردهاند . تصرف در اين قبيل اموال عمومى اختصاص به اين بقعه و انحصار بدين شهر ندارد بلكه در اماكن متبركه و شهرهاى ديگر نيز با شدت و ضعف و كيفيتهاى متفاوتى به نظر ميرسد و نمونههاى قابل ملاحظهء آنها اموال منقول وقف بر بقاع متبركه و مساجد مىباشد . خوانندگان مطلع ميدانند كه شيعيان ايران با بذل مال و اهداى اشياء ، به قصد تقرب به خدا ، پيوسته مساجد و معابد و مزارات متبركه را به صورت زيبائى آباد كرده نگهدارى مينمايند و از طريق وقف و نذر و نظاير آنها اموال منقولى مثل فرش ، چلچراغ ، سماور ، طشت ، علم و قنديل و غيره براى آنها فراهم ميسازند . اين اموال معمولا صورت و سياههاى ندارد و در تحويل خدام مساجد و متصديان بقاع و مزارات مىباشد و از اينرو همواره در مظان حيف و ميل و كسر و اتلاف قرار ميگيرد . در حالى كه گاهى بعضى اشياء گرانبهائى نيز ممكن است در بين آنها باشد . در دوران خدمت نگارنده در معاونت اوقاف كشور ، ادارات اوقاف ولايات دستور يافتند كه دفاترى براى اين اموال در مساجد و اماكن متبركه فراهم آورند و صورت مشخصات آنها را در آن دفاتر ثبت كنند و بهيئت امنائى ، كه با انتخاب اهل محل و احكام رسمى اوقاف ، براى هريك از آنها تعيين ميشوند ، بسپارند و نسخهاى نيز در ادارات اوقاف نگهدارند و هرگونه نقل و انتقالات و تعويض و تغيير اموال را در آنها منعكس سازند . اين كار در مورد مزارات متبركه با وضع مناسبى اجرا شد اما دربارهء مساجد ، مؤمنين عكس العمل نامساعدى نشان دادند و از آنجا كه هرآينه نسبت بعمال دولت اعتماد كافى نداشتهاند صورتبردارى اموال را مقدمهاى براى تصرف دولت در آنها پنداشتند . در نتيجه با تبانى همديگر هركسى فرشى ، سماورى ، چراغى و . . . را از آن