بابا صفرى
270
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
و بزرگى كه دارند ، با وسايل چهار قرن پيش كار سختى بوده است ولى نظر مورخان برآنست كه آنها را از چين باصفهان آورده سپس بدين شهر انتقال دادهاند . مورخان قديم نوشتهاند كه يكى از نعلينهاى حضرت رسول اكرم ( ص ) نيز جزو اموال بقعهء شيخ صفى الدين بوده است . آنچه قابل ذكر است آنست كه از آن گنجينهء با عظمت امروز جز چند بشقاب و كاسهء شكسته بند شده « 1 » و تعدادى اوراق و شمعدانهاى شكسته چيزى باقى نمانده و همهء آنها بيغما رفته است . عجب آنكه غارت آن نيز ، چنان كه در مورد كتابها گفتيم ، در عهد نادر شاه افشار بيشتر بوده و بموجب نوشتهء گنجينهء شيخ صفى « ثانيا كه نادر شاه استعداد بهمرسانيده در تسخير بغداد بوده ميرزا عبد الرزاق جهانشاهى ضابط اردبيل و مميز امور آستانه مقدار 5234 مثقال نقره كه در سر كار مضبوط بوده ( اظهار ) نموده كه اينجا بىمصرف است از متولى مرحوم گرفته به حاجى اعوذ خان داده به رشت فرستاده مسكوك ساخته انفاذ نمود و در بازديد عرض اسباب سركار پنج ورق مرقع مذهب نيز به خط ميرعمادى برداشت . . . نادر شاه دفعهء اول كه بتسخير شيروان ميرفت بعد از زيارت بسير چينىخانه و كتابخانه آمده يكعدد پيالهء فادزهر مرصع را برداشته بمتولى و خوانين خطاب كردند اين پياله . . . « 2 » كه تيمنا از اين سركار برداشتيم به ركابدار خود سپرد به آن تقريب دو عدد تنگ دهن و گردن طلا گرفته ته نشان به ياقوت ريزه را بركابدار مذكور داده . . . نصر اللّه ميرزا كه در آنوقت طفل و همراه نادر شاه بود
--> ( 1 ) - نمونهء اين ظروف همان است كه در صفحات 247 و 269 اين كتاب آمده و توضيح داده شده است كه در سال 1328 خورشيدى ، كه نگارنده با سمت معاونت ادارهء فرهنگ اردبيل خدمت مىكرد ضمن بازديد از اشكافهاى چينىخانه متوجه قطعات شكسته اين ظروف شده با يارى و پايمردى شادروان سيد جمال الدين صفوى ، مسئول آن روز اوقاف اردبيل ، آنها را وصله كارى نموده بهيئت اوليه درآورد و با تهيهء تعدادى قفسه « ويترين » ، نمايشگاه كوچكى در چينىخانه ترتيب داد كه اكنون آن اشياء باقى است ولى محيط داخلى چينىخانه به علت فروريختن گچبريهاى سقف و نصب چوب بست فعلا براى اين منظور قابل استفاده نيست . ( 2 ) - جاى نقطهها در اصل سند هم به جهت خوانا نبودن خالى مانده است .