بابا صفرى

271

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

يكعدد قليان به شكل فيل برداشته دفعهء ثانى نيز بعد از قتل و تنبيه اهل شيروان باينجا آمده يكعدد كاسهء فيروزهء چينى بسيار نفيس را نيز از متولى گرفت . . . ابراهيمخان برادر نادر شاه كه بداغستان ميرفت چند گاهى در خانهء متولى مرحوم مانده چند پارچه چينى كه جهة ما حضرى و طعام و آبخورى او برده بودند بعضى در دست عملهء او شكست يافته و رحال فادزهر را بجهة ساختن معجون به كار بردند » . غير از نادر كسانى از عثمانيان ، كه بعد از شاه سلطانحسين باردبيل آمدند ، جزئى از اثاثيهء كشيكخانه را بيغما بردند . اين اشياء شامل « يكعدد قبهء كوچك نقره از معجر مدرس شيخ صدر الدين عليه الرحمه ، يكعدد قاليچهء كوچك ريشه ابريشمى مستعمل و دالبر كهنه با دو سه عدد مس . . . پهنورو لنگرى » بود . اين عده در « گريوهء بيشه كنار ، موسى بيگ پيرزاده را ، كه سابقا متولى بود و يكعدد قالى و يازده عدد بشقاب مس سركار نيز نزد او بود » ، گرفته و برده‌اند . سام شاه گيلانى هم ، در زمانى كه حيات و ممات نادر شاه معلوم نبود ، قصد اردبيل نمود و مقدارى از اشياء آستانه را با خود برد . در عهد سلسلهء قاجار ، مخصوصا در زمان جنگ ايران و روس ، نيز مقدارى از اشياء بقعه تلف گشت . ابراهيم بيك كه بعد از اين واقعه از بقعه ديدن كرده در سفرنامهء خود ، در آنجا كه از چينىخانه سخن ميگويد ، چنين ميآورد « در آن دايره از بس ظروف گرانبهاى چينى از هرسوى چيده بودند كه ديده از تماشاى آنها سير نميشد . اما جاى بسيارى از ظروف خالى بود گفتند اينها در استيلاى روس بيغما رفته » است . باقيماندهء اشياء بقعه كه شامل 806 پارچه ظروف چينى و مقدار زيادى مسنيه آلات و پرده‌ها و پارچه‌ها و سر علم و صندوق‌پوش و سنگهاى قيمتى بقعه بود ، چنان كه گفتيم ، در 80 صندوق بزرگ بسته‌بندى گرديده بدستور وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه در 18 رجب المرجب 1345 قمرى بتهران حمل شد و بدينطريق گنجينهء اردبيل ، كه قرنهاى ممتدى از گزند حوادث مصون و در آن نقطه از ايران عزيز گوياى مجد و عظمت اين زاد و بوم و مظهر فرهنگ و هنر و تمدن گذشتگان بود با جاروى مذلت به كلى رفته شد و آرامگاه كسانى مثل شاه اسماعيل صفوى ، كه بقول مورخان بزرگى نظير ادوارد براون انگليسى ،