بابا صفرى

267

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

اين اشياء به كار رفته و در آن سند بطور اجمال ذكر شده است در اينجا ميآورديم ميبايست تمام هشتاد صفحهء كتابچه ياد شده را عينا نقل كنيم و اگر بنحو ساده بذكر نام يك‌يك آنها اكتفا مينموديم هرآينه ممكن بود خواننده را در مسير واقعى مطالب قرار ندهيم و اين هردو در حد خود مطلوب نمىبود . از اينروست كه با اشارهء اجمالى بنوع آنها راه وسط را برگزيديم و خوانندگان دانشمند را در صورت علاقه بملاحظهء آن كتابچه راهنمائى كرديم « 1 » . حق هم همين است زيرا اگر ما مينوشتيم كه هشت عدد پياله از عقيق و يشم و فادزهر در آن گنجينه بوده است بلا درنگ توجه خواننده بدان معطوف ميشد كه پياله‌ايكه از عقيق ساخته شود چقدر گرانبها مىباشد . ولى وقتى خود در شرح آنها بخواند كه اين پياله‌ها باشكال بىنظيرى بوده و دسته و پايه‌هائى داشته است كه به شكل ميمون و حيوانات ديگر ساخته شده و بنقشهاى بديعى منقوش بوده است در آنصورت قيمت واقعى اشياء مذكور از حيث جنس عقيق و فادزهر ، توأم با ارزش هنرى آنها ، كه نزد اهل هنر بسيار گرانبهاتر از هرمادهء قيمتى است ، در ذهن او ، در سطح قابل ملاحظه‌اى خودنمائى مىكند . ما وقتى ملاحظه ميكنيم كه مثلا صندوق مزار شيخ صفى روپوش زربفت بوم « 2 » طلائى كم‌نظيرى داشته و سورهء مباركهء « إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ » « 3 » با عاليترين شكل در آن نوشته شده و آستر و دامن و سجاف آن از دارائى و حرير و زربفت بوده است از تصور عظمت آرامگاه عارفى ، كه امروز نيز معنويت مزارش زائران و بازديدكنندگان را تحت تأثير قرار ميدهد ، ناخودآگاه حيرتى در خود احساس ميكنيم و اين تأثر وقتى بيشتر ميگردد كه ميخوانيم سى و دو عدد از اين صندوق‌پوشها بانواع و الوان و اشكال مختلف در آن بقعه بوده است . وجود تعداد زيادى ابره‌ها « 4 » ، شالها ، چكينىها « 5 » ،

--> ( 1 ) - گنجينهء شيخ صفى . نشريهء شماره 16 كتابخانهء ملى تبريز . آبانماه 1348 خورشيدى . ( 2 ) - زمينه و متن پارچهء زربفت . ( 3 ) - سورهء مباركهء 110 از قرآن مجيد . ( 4 ) - پارچهء روئى جامه دولا را مىگفتند . ( 5 ) - چكين بر وزن زمين يعنى زركش دوزى .