بابا صفرى

253

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

بوده است . مصحفهاى مذكور جلدهاى تيماج منقوش و ترنج‌دار داشته و در قابلقهاى « 1 » زربفت و يا قطنى زرد و يا نقره بافت گذاشته ميشده است . غير از مصحفهاى مجيد ، 228 جلد كتاب و 224 قطعه مرقعات در 32 جلد ديگر نيز وجود داشته است كه مشخصات آنها از حيث نام كتاب ، مؤلف ، نوع - خط ، كاغذ ، نويسنده و غيره قيد گرديده است . مرقعات مزبور از عاليترين نوع خود در ايران بشمار ميآمده و در آنزمان نيز بسيار نفيس و گرانبها بوده است « 2 » . اين سند زمانى تهيه گرديده است كه دست تطاول بزرگان و صاحبان قدرت بر اشياء آستانه باز بوده و تعدادى از آنها بيغما برده شده بوده است . اين مطلب در آخر آن سند نيز به نحوى مورد اشارهء متولى قرار گرفته و نوشته شده است كه « چون در اين ايام اختلال اوضاع روزگار چند دفعه تفرقگى بسكنهء اين ولايت و خدمهء سركار آستانهء مقدسه روى داده و ارباب اختيار چند باينجا آمده هريك چيزى از اجناس سركار هويت مدار تصرف كرده‌اند درينوقت كه بندهء درگاه بازديد اجناس و كتب سركار نمود نسبت به نسخه‌اى كه عاليشان ميرزا عبد اللّه بعد از فتح قلعهء اردبيل حسب الامر الاعلى مميزى كرده بر اين موجب قصور و كسور ملاحظه شد » . آنگاه سياههء اشيائى را كه بيغما برده‌اند بتفصيل ذكر كرده است كه از جملهء آنها كتب مذهب و مرقع و غيره بوده است . قابل توجه است كه نادر شاه هم در اين تاراج سهمى داشته و شايد بيش از همه و پيش از همه در اينباره اقدام نموده است . هربار كه گذر او بر اين شهر افتاده اشيائى را از آن آستانه برداشته است . ما در جلد اول اين كتاب هم اشاره كرده‌ايم كه نادر شاه

--> ( 1 ) - قابلق لفظ تركى است و بكيسهء پارچه‌اى گفته مىشود كه معمولا به شكل پاكت ميدوزند و قرآن و كتابهاى نفيس را براى محفوظ ماندن در آن ميگذارند . ( 2 ) - براى نمونه گوئيم كه دايرة المعارف اسلامى ايران در صفحهء 187 جلد اول مينويسد « افندى مجموعه‌اى از اشعار ابن فخار را ، كه از فرزندان حضرت موسى بن جعفر ( ع ) و متوفى بسال 603 است ، در اردبيل ديده است . همچنين نسخه‌اى از سرائر ابن ادريس را در اردبيل ملاحظه كرده كه بر آن خط ابن فخار مذكور مىباشد » . همچنين « افندى گويد ابن الخياط عاملى مجموعهء تأليف كرده و در اردبيل آن را ديده‌ام . » .