بابا صفرى
254
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
چون از نفوذ صفويه و قدرت خانقاه اردبيل بيم داشت از اينرو درصدد ويران كردن اين شهر برآمد و در عهدوى اردبيل ، كه شايد بعد از پايتخت مهمترين و معتبرترين شهرهاى ايران بشمار ميآمد ، اهميت و اعتبار خود را هرروز بيش از پيش از دست داد و سكنهء آن ، طبق نوشتهء لغتنامهء جغرافيائى فرانسه ، به 3700 نفر رسيد . « 1 » اقدام نادر موجب آن گرديد كه دست يغماگران ديگر نيز بر آستانهء شيخ صفى الدين و كتابخانه و گنجينهء آن بازگردد و هر صاحب قدرتى كه بر اين شهر گماشته شود چيزى از آن گنجينه بيغما ببرد . ملا محمد طاهر ، نويسندهء سنديكه مورد بحث ماست ، در آخر آن مدرك ، كتبى را كه بوسيلهء نادر شاه از بقعهء شيخ عليه الرحمه برده شده است چنين آورده است : « اما سبب كسور كتب و غيره آنچه ، چون نادر شاه دفعهء اول كه بتسخير شيروان ميرفت بعد از زيارت به سير چينىخانه و كتابخانه آمده . . . مقالهء حضرت شيخ عليه الرحمه را طلبيده بعد از ملاحظهء كتب مذهب مصور ، مقاله را با دوازده مجلد كتاب مقطع برداشت كه در اسفار مطالعه نمايد » . وى گويا به اين كار قناعت نكرده « به خوانين نيز تكليف برداشتن كتاب نمود . از آن جمله ميرزا مهديخان منشىباشى نيز سه مجلد برداشت » . نادر شاه بار ديگر جعفر بيگ نامى را بعنوان چاپارى از خراسان باردبيل فرستاده ضمن نامهاى از متولى بقعه « خمسهء نظامى را كه بسيار مقطع و مصور بود با يكعدد نسخهء ديگر به خط مير عماد خواسته بودند . مرحوم متولى مزبور با قابلق و مشمع و پردهء كهنه پيچيده در حضور حاكم اردبيل از چاپار مومى اليه ارسال نمود » . دفعهء ديگرى نيز كه ميرزا عبد الرزاق جهانشاهى ضابط اردبيل را امر بحمل نقرههاى آستانه برشت كرده بود « پنج ورق مذهب نيز به خط مير عماد » از مرقعات گرانبهاى آستانه را برداشته است . ابراهيم خان برادر نادر شاه نيز ، هنگام سفر بداغستان ، چندى در خانهء متولى آستانه در اردبيل اقامت كرده و موقع رفتن « پنج و شش مجلد قرآن » برداشته با خود برده است . هنگاميكه آزاد خان افغان باردبيل آمد خود او احترام بقعه را حفظ نمود ولى
--> ( 1 ) - ديكسيونر جغرافيائى فرانسه . پاريس 1856 . ج 1 .