بابا صفرى

250

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

« از يك شاه به يك شاهنشاه : برادر تاجدارم اعليحضرت محمد رضا شاه پهلوى شاهنشاه ايران خدمات ارزندهء اعليحضرت ، در راه بقاء و اعتلاى ايران عزيز و تأمين سعادت هم‌ميهنان ، براى من كه حيات كوتاه خود را از كودكى تا مرگ بر آن فدا نموده‌ام « 1 » ، بسيار افتخارآميز است و اقدامات پى - گير شاهنشاه آريا مهر مكمل تلاشها و كوششهاى بسيار سختى است كه چهار قرن و نيم پيش ، من در راه ايجاد وحدت سياسى و جغرافيائى ايران برعهده داشته‌ام . شاه برادرم ! اعتقاد به بقاى روح بعد از مرگ ، مؤيد اين نظريه است كه كارها و خدمات زمامداران هرزمان ، بر خدمتگزاران پيشين پوشيده نمىماند و اقدامات نيك آنان موجب غرور و مباهات معنوى اينان مىشود . هر زمانى بعد از من ، كه پادشاه لايق ، و ايران دوستى بر وطن من حكومت كرده ، مرهمى بر زخمهاى روحى من در جنگهاى چالدران گذاشته شده ؛ و هرگاه كه شخص نالايقى ، ولو از فرزندان خود من ، براريكهء سلطنت ايران تكيه زده بمثابهء تيرهاى جانكاهى بوده است كه در معركهء هول‌انگيز جنگهاى شيروان بر قلب حساس من نشسته است و چقدر خوشحالم كه آن برادرم ايران عزيز را به پايهء والائى از ترقى و تعالى مىرساند . برادر تاجدارم ! گذشت روزگار قبه و آرامگاهى را كه فرزندانم بر من و اجداد بزرگوارم ساخته‌اند دستخوش خرابى قرار داده و حوادث ايام آن را تهديد بويرانى مىنمايد . هر روز قسمتى از سقفها و ديوارها فرو مىريزد و يا باقيماندهء ناچيز اشياء آن بسرقت مىرود ! . . . . مايلم كه شما برادرم آريا مهر شخصا از اين وضع اطلاع يابيد و با عاطفهء حقشناسى خاصى كه نسبت بگذشتگان خدمتگزار داريد اظهار

--> ( 1 ) - « ما ميتوانيم بدون بيم از اشتباه بگوئيم كه . . . . شاه اسماعيل توانست بآرزوى خود برسد و قبل از مرگ ايران را ، كه وجود نداشت ، بوجود بياورد » شاه اسماعيل . خواندنيها . شماره 5 . سال 32 .