بابا صفرى
208
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
با سنگهاى گرانبها ترصيع گشته و گرانبهاترين قسمتهاى مسجد است . . . روزى 35 ديگ بزرگ پلو مىپزند و علاوه بر كسانى كه اطعام ميشوند براى جمع ديگرى نيز غذا فرستاده مىشود . پيش از شاه عباس فقط ناهار ميدادند . او دستور داد شام هم بدهند » « 1 » . نويسنده سپس از اين كار انتقاد مىكند و ميگويد با آسايشى كه براى فقرا و درويشان فراهم گشته آنها هرگز پى كارى نمىروند و تنبل بار ميآيند . « 2 » ماندلسلو و بقعهء شيخ صفى الدين : ماندلسو نامى هم كه در زمان سلطنت شاه صفى ، نوه و جانشين شاه عباس اول ، بايران آمده از اردبيل ديدن كرده است و در سفرنامهء خود ، كه در سال 1679 ميلادى در پاريس چاپ شده ، نوشته است « ايرانيان آرامگاه شيخ صفى را مزار ميخوانند . كلبعلى خان حاكم شهر بما اجازه داد كه روز ديگر آنجا را به بينيم ولى مخصوصا گوشزد كرد كه چون فردا ميخواهيد مزار شيخ را زيارت كنيد ناچار بايد شراب ننوشيد و شام را هم ميهمان مطبخ شيخ باشيد . . . » . اين نويسنده كه همراه سفراى هولشتاين از بقعهء شيخ صفى الدين ديدن كرده مطالبى دربارهء ورود به بقعه نوشته اضافه مىكند « . . . چون خواستيم از در بزرگ آرامگاه داخل شويم اسلحهء ما را نيز گرفتند زيرا هيچكس نمىتواند با اسلحه به آنجا داخل شود و اگر يكى از ايرانيان حتى با كاردى به آنجا رود خونش هدر خواهد بود . آستانهء در آرامگاه مثل همهء درهائى كه گذشتيم از مرمر سفيد بود ، بما
--> ( 1 ) - نقل از كتاب زندگانى شاه عباس اول . نصر إله فلسفى . چاپ تهران 1345 . ( 2 ) - طبق نوشتهء كتاب سلسلة النسب صفويه در سال 1010 هجرى قمرى در ايام متبركه علاوه بر شيلان ، در خيرات بقعهء شيخ صفى هرروز يكصد و سى من برنج ، 5 / 47 من گوشت ، 27 من روغن به مصرف ميرسيد ولى صورت يكسالهء شيلان بدينقرار بود : برنج پنجاه هزار من ، گوشت بيست هزار من ، روغن ده هزار و سيصد من ، آرد سى و شش هزار من ، عسل دويست من ، دوشاب پنجهزار و دويست و نود من ، نخود يكهزار و چهارصد و شصت و چهار من ، موم سيصد من ، پياز يكهزار و چهارصد و شصت و چهار من ، گندم براى آش حريسه شصت چارك ، شكر پنجاه من ، هيزم چهار هزار من » . بايد در نظر داشت كه يكمن اردبيل شش كيلو مىباشد .