بابا صفرى

8

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

آمار و ساكنان يك شهر و محل ، تدوين و نگهدارى نميشد بلكه در مواقع غير مترقبه مثل قحطى و كميابى و نظاير آنها در بعضى از شهرها جيره‌بندى ارزاق صورت ميگرفت و براى تعيين تعداد خانواده‌ها صورتهائى تهيه ميگرديد . تاريخ تولد اشخاص معلوم نميشد مگر در بعضى از خانواده‌ها ، و محل ثبت و ضبط آن نيز پشت جلد قرآن بود . شهرت اشخاص معمولا با نام پدر يا پدربزرگ آنها بود و در اردبيل گاهى افراد خانواده هاى بزرگ با پسوند كلمهء روسى « اوف » ، كه در آخر نام پدر خانواده ميآمد ، شناخته ميشدند . از جمله اقدامات دولت ايران ، در عهد سلطنت سلسلهء جديد ، بتصويب رسانيدن قانون سجل احوال بود . اين قانون در تاريخ بهمن‌ماه 1306 تصويب شد و از 1307 خورشيدى در اردبيل بمرحلهء اجرا درآمد و شادروان امير تومان « سيد ابراهيم اسبقى نمين » معروف به اعزاز الملك بعنوان اولين رئيس سجل احوال ، آن اداره را تأسيس نمود . مردم اردبيل على العموم سجل احوال را نميشناختند و از مزايا و اثرات قانونى و اجتماعى آن اطلاعى نداشتند جز بعضى از تجار ، كه بر اثر مسافرتهاى خارج از كشور و تماس با ملل ديگر ، از وجود و فوايد آن آگاه بودند . اين بود كه در ابتداى امر نگرانى عميقى در شهر پيدا شد و مردم با خوف و رجاء در اطراف آن كنجكاوى و احيانا شايعه‌سازى مينمودند . شايعات بيشتر برمبناى خواربار و نيازمنديهاى عمومى و در مرحلهء بالاتر راجع به نظام وظيفه بود . چون كشور ايران در گذشته بيشتر در معرض قحط و غلا و تهاجم و بيمارى قرار گرفته بود مآل انديشى در مورد خوراك ، طبيعت ثانوى مردم گشته بود . هيچ امرى خاطر اجتماعى مردم اردبيل را آنقدر مضطرب نميساخت كه عدم امكان تهيهء نان سالانه . و از اينجهت بيشتر همّ خانواده‌ها مصروف آن ميشد كه در فصل خرمن گندم مورد نياز سالانه را خريدارى كنند و آن را آرد نموده در خانه نگه دارند . شايعات غالبا در اينباره بود و شهرت چنين داده ميشد كه با صدور سجل احوال ميخواهند نان را جيره‌بندى كنند و مردان را براى خدمت نظام وظيفه ، يا بقول بعضى از پيرمردان آن زمان « اجبارى قازاق » ببرند .