بابا صفرى
171
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
براى همهء مردم ميسر نبود كه در مراسم سحرمزارى شركت كنند زيرا اين مجلس تقريبا مقارن طلوع آفتاب بپايان ميرسيد و لذا بفاصلهء كمى مجلس ديگرى بنام « ياخاباغلادى » تشكيل ميشد . مردم كمكم جمع ميشدند و چون مجلس طيار ميگشت بين همهء حاضران جزوهء قرآن توزيع ميكردند سپس آنها را جمع مينمودند و با اجازهء بزرگترين شخصيت مجلس دگمهء يخهء پيراهن صاحب عزا را ، كه از روز درگذشت متوفى بعلامت مصيبتديدگى باز بود ، مىبستند . آنگاه واعظى بالاى منبر ميرفت و سخنانى در باب زندگى انسان و اثرات رفتار دنيوى او در مراحل بعد از مرگ و تسليت خاطر بازماندگان بيان ميكرد و از طرف بازماندگان از همدردى مردم سپاسگزارى مينمود و بدينطريق مجلس بپايان ميرسيد . در پنجشنبهء اول وفات و نيز روز هفتم درگذشت كه در اردبيل بنام « پسماى « 1 » » معروف بود كسان متوفى و دوستان او سر قبر ميرفتند و با حلوائى كه پخته و با خود ميبردند احسان ميكردند . روز چهلم فوت نيز چنين مراسمى بر سر قبر متوفى برپا مينمودند . در شبهاى اول فوت بتناسب استطاعت مالى خانوادهء او ، از عدهاى بشام دعوت ميكردند و آن را نيز احسانى براى بخشودگى گناهان وى تصور مينمودند و در خانوادههاى متمكن اين عمل را چندين روز و شب برپا ميداشتند . « 2 » هرمحله براى خود قبرستانى داشت و معمولا زمين قبرستان از طرف مردم خير اهدا ميشد و يا با جمعآورى پول از مردم خريدارى ميگشت . جنازهء بعضى از متمكنين را امانت ميگذاشتند تا بعتبات عاليات منتقل و در نجف اشرف دفن نمايند و بدينمنظور در هرقبرستانى سرداب بزرگى در زير زمين ميساختند و اجساد امانت را در قوطى تختهاى گذاشته در آنجا قرار ميدادند و اگر
--> ( 1 ) - گويا اين كلمه « پسماه » باشد كه صورت آن نيز مثل معنايش تغيير يافته است و پس ماه بعد از يكهفته شده است . ( 2 ) - مراسمى كه در اينقسمت ذكر شد كنون نيز با مختصر تغييرى پابرجاست .