بابا صفرى

172

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

مرده از اعاظم واكابر شهر بود او را در سردابهاى بقعهء شيخ صفى الدين يا قبرى در امامزده صالح جاى ميدادند . سنگهائى كه در قديم روى قبرها ميگذاشتند بسيار ديدنى بود . معمولا بر دور آن آياتى از قرآن مجيد نقر ميكردند و در سنگ قبر بزرگان نام صاحب قبر را نيز مينوشتند . در بعضى از سنگها چالهء كوچكى براى ريختن آب بوجود ميآوردند . در سنگهائى كه از چند قرن پيش تا اين اواخر باقى بود نقشهائى هم از تيروكمان و يا شكل ظروف و غيره به نظر ميرسيد . اين سنگها كه در قبرستانهاى اردبيل زياد بود در موقع احداث سربازخانهء شهر جمع‌آورى گرديد و به صورت لاشهء سنگ در آمده درپى بناها به كار رفت و در آنموقع كسى بدين فكر نيفتاد كه در شهرى كه تا كوه و منابع سنگهاى محكم چند كيلومتر بيشتر فاصله ندارد چرا بايد اين آثار گرانبها را كه از منابع مفيد براى تحقيقات تاريخى اين محل بود از بين ببرند . فاتحهء اهل قبور در شبهاى جمعه معمول بود و بيشتر اشخاص براى خواندن آياتى از قرآن مجيد بر سر قبر كسان خود ميرفتند و با دادن پولى بقاريان ، كه معمولا اشخاص كم بضاعتى بودند ، آنها را براى قرائت سوره‌اى از قرآن مجيد بر كنار قبر مىنشاندند . شبهاى رغائب « 1 » و اعياد بويژه عيد نوروز نيز به زيارت آنها ميرفتند و احساناتى ميكردند و اين كار در شب وفات در هرسال نيز رعايت ميشد . قبرها متعلق بخانواده‌ها بود و جز از مردگان آنها جنازهء ديگرى را در آنجا دفن نميكردند و معمولا بعد از سى سال از تاريخ درگذشت شخصى از قبر او براى دفن مردهء ديگرى استفاده مينمودند . اين مراسم امروز نيز در آن شهر اجرا مىشود جز آنكه چاپ و الصاق آگهى در معابر جاى مناجات قديم را گرفته است . مطالبى كه در اين گفتار عنوان گرديد آداب و سنن گذشتهء مردم اردبيل است كه بعضى از آنها امروزه دگرگون گشته و برخى نيز اصولا متروك شده است .

--> ( 1 ) - شب اولين جمعهء ماه رجب را شب رغائب ميگويند و احسان بدر گذشتگان را در آن شب لازم و ثواب ميدانند .