بابا صفرى
162
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
شوهر ، ميپوشانيد و روز اول براى آنكه نزد مادرشوهر يا خواهران و كسان داماد چادر از سر او بردارند هريك از آنها چيزى بوى هديه ميدادند . اين هديه بسته بتمكن مالى خانوادگى فرق داشت و در خانوادههاى متمكن سكهء طلا بود و آن را « اوز آشدى » « 1 » ميگفتند يعنى رونما . رسم چنين بود كه يكهفته بعد از عروس ، عروس براى ديدن پدر و مادر خود نزد آنها ميرفت و در اين فاصله يا بعد از آن نيز بانوانى از قوم و خويش و دوستان هردو خانواده بديدن او ميآمدند و آنهائيكه قبلا تحفهاى نفرستاده بودند هديهاى با خود ميآوردند . اين هديه غالبا سكهء طلا بود ولى در خانوادههاى طبقات كمبضاعت و يا آشنايان دور عروس و داماد گاهى اين تحفه « شاخه نبات » ميشد . شاخه نبات همين نبات معمولى بود كه قنادها آن را به صورت شاخه درآورده با كاغذهاى الوان مىبستند و بانوان كه براى چشمروشنى به جائى ميرفتند يكعدد از آنها را در دستمال تميز و ابريشمى مىپيچيدند و با خود برده هديه ميكردند . اين نباتها غالبا در صندوق و يا رختدان خانمها ميماند و برخى از بانوان دهها شاخه نبات پسانداز مينمودند و ديگر احتياجى براى خريد تازهء آن از بازار نداشتند . در قديم نانهاى شيرينى معمول نبود و مقوا و جعبه هم به شكل امروزى و به مقدار كافى پيدا نميشد از اينرو بانوئى كه ميخواست احساسات خود را نسبت بامر خيرى ، كه در خانوادهء كسان يا دوستان اتفاق افتاده بود ، ابراز دارد آن را بدينطريق بروز ميداد ولى با امكاناتى كه بعدها از لحاظ معمول شدن جعبههاى شيرينى « 2 » فراهم شد شاخه نبات متروك گرديد . بارى چون انتظار ورود مهمان براى خانوادهء داماد در مدت يكهفته و ده روز اول كار مشكلى بود لذا بعدها روز سوم عروسى را با اصطلاح عوامانهء « باندهء تخت » ، كه تحريف شدهء عبارت « بانو بتخت » است ، بدين كار اختصاص دادند و بعد از ظهر آن روز را بطور رسمى براى پذيرائى از مهمانان مشخص ساختند .
--> ( 1 ) - « اوز » كه با حرف « U » فرانسه خوانده مىشود بمعنى روى و « آشدى » يا « آچدى » فعل ماضى از مصدر « آشماق » يا « آچماق » تركى است كه بمعنى باز كردن مىباشد . ( 2 ) - قبل از آنكه جعبههاى مقوائى معمول شود قوطىهاى چوبى به كار ميرفت .