بابا صفرى

157

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

آن قاليچه يا شال و ترمه‌اى انداخته عروس را بر آن مىنشانيدند و در بعضى از خانواده‌ها هم بجاى آن او را هنگام اجراى صيغهء عقد بر زين اسب قرار ميدادند . چون صيغه بپايان ميرسيد همه مبارك‌باد ميگفتند آنگاه با چاى و شيرينى از حضار پذيرائى ميكردند . از اين تاريخ عروس و داماد بهم محرم ميگشتند ولى چنان نبود كه آنها باهم بنشينند يا بگردش بروند زيرا چنين كارى در عرف آن روز عيب بود . گاهى بردن عروس بخانهء بخت مدتى طول ميكشيد و در اين فاصله اگر عيدى پيش ميآمد براى او هديه و خلعتى ميفرستادند و هرگاه اين عيد ، عيد قربان ميشد بتناسب امكانات مالى خانوادهء داماد گوسفندى براى قربانى همراه ميكردند و نيز اگر در اينمدت در خانهء داماد نان پخته ميشد مقدارى نان شيرى و كلوچه هم براى عروس مىپختند و با تشريفات خاصى بنام « نصيب چورگى » « 1 » ارسال ميداشتند . هرچند گاه يك بار نيز خواهران داماد براى حالپرسى بخانهء عروس ميرفتند . قبل از بردن عروس بخانهء بخت جشن ديگرى گرفته ميشد كه مختص زنها بود و بنام « پارچه كسدى » « 2 » خوانده ميشد . مراد از اين جشن آن بود كه كسان طرفين دور هم بنشينند و لباسهاى عروس را بريده بدوزند . ولى در طول زمان اين كار صورت تشريفاتى به خود گرفته مبدل بيك مجلس جشن رسمى براى نشاندادن لباسها و زينت آلات عروس به ديگران شده بود . در آن مجلس ، كه در خانهء عروس برگزار ميشد ، « سازنده » ها « 3 » يعنى خوانندگان و نوازندگان زن دعوت ميشدند و با پذيرائىهاى گرم جشن مفصلى ميگرفتند و در ضمن آن لباسها و زينت آلاتى را كه خانوادهء داماد براى عروس آورده بودند به مهمانان نشان ميدادند و طبيعى است كه هرچه خانوادهء داماد متمكن بود اين اشياء زياد و

--> ( 1 ) - « چورك » يعنى نان و معنى آن عبارت يعنى نان قسمت و نصيب است ( 2 ) - « كسمك » بر وزن پشمك يعنى بريدن و كسدى ماضى آن يعنى بريد است . ( 3 ) - سازنده اصطلاح محلى نوازندگان زن است و شايد اصل آن ساززننده بوده است .