بابا صفرى
158
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
گرانبها ميشد . اما چشم و همچشمى گاهى بعضى از خانوادهها را بر آن ميداشت كه در بين آنها پارچه يا طلا آلات عاريتى نيز ارائه دهند . فرداى آن روز كسانى از نزديكان داماد باتفاق خياط بخانهء عروس ميآمدند و قسمتى از پارچهها را بريده براى روز عروسى لباس ميدوختند . پس از آنكه لباسها دوخته و آماده شد و تاريخ شب عروسى معين گرديد جشن ديگرى منعقد ميگشت كه به « حنا گجه سى « 1 » » معروف بود . حنا گجه شبى بود كه فرداى آن عروس را بخانهء داماد مىبردند . اين جشن هم در خانهء عروس و هم در خانهء داماد گرفته ميشد . حنا گجهء خانهء عروس مخصوص دختران و زنان جوان بود . اينان ، از هردو خانواده ، از بعد از ظهر آن روز بخانهء عروس دعوت ميشدند و با او بحمام ميرفتند و غروب برگشته در خانهء عروس جشن ميگرفتند و چون بدستهاى عروس حنا مىبستند از اينرو آن را حنا گجه يعنى شب حنابندان ميگفتند . جشن خانهء داماد هم با شركت پسران جوان برگزار ميشد و دوستان و همسالان وى در آنجا گرد آمده با او بحمام ميرفتند . بررسى اين جشنها نكتهاى را بر ما روشن مينمايد و آن اينكه عقدخوانى مخصوص مردان مسن و ميانسال ، پارچه كسدى خاص زنان مسن و ميانسال و حنا گجه ويژهء طبقهء جوان بود و از حيث رعايت وضع مردم ، در دورههاى مختلف عمر و احترام اجتماعى آنان ، ارزش بسيارى داشت . شب عروسى : بردن عروس بخانهء داماد غالبا بعد از غروب صورت ميگيرد . در زمانهاى قديم بعضى از خانوادهها عروس را با اسب بخانهء داماد ميبردند ولى بعدها درشگه جانشين اسب شد و امروز از ماشين استفاده ميكنند . بعد از ظهر روزيكه غروب آن عروس بخانهء داماد ميرفت جهيزيهء او را باضافهء لباسها و تحفههائى ، كه از روز نامزدى ببعد براى او آورده بودند ، بخانهء داماد ميبردند اين كار هم مراسمى داشت و براى شركت در آن مراسم خانوادهء دختر از بعضى از
--> ( 1 ) - حنا همان حناى فارسى است ولى گجه لفظ تركى و بمعنى شب مىباشد . پىافزود « سى » هم بمنزلهء كسرهء اضافه تلقى مىشود .