بابا صفرى

149

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

در مورد نوزاد موجب بيمارى ، عدم رشد ، چشم بد و اى بسا مرگ او ميگردد و اينست كه وقتى مهمانى بعيادت زائوئى ميآمد قبل از ورود او طفل را از اطاق بيرون ميبردند و پس از ورود مهمان او را به داخل اطاق ميآوردند تا هنگام ورود مهمان نوزاد در اطاق نباشد و سنگينى او عايد اين نگردد . طفل را كم‌كم بقنداق عادت ميدادند و قنداق قطعات چيت يا كهنه‌هائى بود كه به شكل مثلث ميدوختند و براى آنكه رطوبت ادرار طفل از آن نگذرد چند تكه پارچه را روى مشمعى به همان شكل قرار داده طفل را در آن مىپيچيدند و روى آن چلوار يا پارچهء تميزترى ميگرفتند . در زمانهاى سابق مثلا چهل پنجاه سال پيش از اين مشمع پيدا نميشد و لذا نظافت او بمراقبت بيشتر احتياج داشت . براى آنكه ادرار بچه و كهنه‌هاى قنداق ، رانها و پاهاى او را زخمى نكنند مقدارى خاك نرم و الك شده در آن ميريختند و گاهى پيه حيوانى بر پاها و رانهاى او ميماليدند . خوانندگان اين مطالب كه امروز بانواع « پودر » ها و « كرم » ها دسترسى دارند ممكن است از اين كارها تعجب نمايند ولى اگر نيمقرن به عقب برگشته امكانات آنانرا تصور نمايند اقدامات آنها را در حد اعلاى مقدورات زمان خود ميدانند . مدت قنداق كردن بچه‌ها فرق داشت . در مورد اطفال ضعيف گاهى تا دو سالگى بلكه بيشتر طول ميكشيد ولى اطفال قوى و زود رشد در حدود يكسال در قنداق ميماندند . طبعا سردى و گرمى هوا ، بويژه خوش گذشتن يا سختى زمستان ، هم در آنها اثر ميگذاشت . يدى گجه و آدقو يدى يا شب هفتم و نام‌گذارى يكى از مراسم مربوط به نوزاد هفتمين شب تولد اوست . در اردبيل اين شب عنوانى دارد و معمولا براى هرنوزادى برگزار مىشود . در مراسم مخصوص امشب مكنت خانواده و كسان زائو اثر ميگذارد . بدينمعنى اگر خانوادهء شوهر ثروتمند و زائو نيز پدر و مادر متمكن داشته باشد مراسم امشب مجلل و گرنه بطور عادى خواهد بود . بعد از ظهر روز ششم تولد ، لباسها و هدايائى را كه مادر و كسان زائو براى نوزاد تهيه كرده‌اند ، بخانهء او ميآورند و شب را در معيت مهمانانى كه دعوت شده‌اند در