بابا صفرى

117

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

روز هفتم اسفند را اردبيليان بنام « قارى كولگى » « 1 » ميخواندند و در اين باره چنين ميگفتند كه پيرزنى شترى داشت چله‌هاى بزرگ و كوچك گذشت و شتر وى حالت جفتگيرى نيافت « 2 » . شتر در آنزمان سرمايهء بزرگى بود و لذا عدم جفتگيرى آن اندوه وصف‌ناپذيرى براى پيرزن بوجود آورد . او آن روز دست بدعا برداشت و از اينكه زمستان ، بدون آنكه شتر وى آمادهء جفتگيرى شود ، سپرى مىگردد استغاثه نمود . دعايش مستجاب گشت و برف شديدى توأم با سرماى سخت باريدن گرفت و شتر او نيز باردار شد . هفده روز بعيد نوروز مانده را ، كه بيشتر روز دوازدهم اسفند مىشود ، در اردبيل « وعده‌يلى » « 3 » ميگفتند و معتقد بودند كه در اين روز باد موسمى مىوزد و قضا را چنين بوده است و در آن روز در اين سامان بيشتر « گرميج » و گاهى « مه » ميوزد « 4 » . پيشينيان چنين مىپنداشتند كه اگر در آن روز گرميج بوزد ميوه زياد ولى محصول زراعت كم مىشود و اگر مه بوزد سر درختى كم اما محصول زراعت بيشتر مىگردد . بعد از اين ايام نوبت به چهارشنبه‌سورى و نوروز ميرسد و ما پيش از اين در آن باره سخن گفتيم . اكنون باعياد مذهبى ميپردازيم و گوئيم :

--> ( 1 ) - « قارى » به زبان تركى يعنى پيرزن و « كولك » همان طوفان است كه در فارسى به صورت كولاك استعمال مىشود . ( 2 ) - چهارپايان بر خلاف انسان ، بيشتر در فصل معينى حالت جفتگيرى پيدا مىكنند و شتر از جملهء آنهاست كه فقط در زمستان و سرماى سخت آن چنين حالتى پيدا مىكند . ( 3 ) - « يل » با كسر حرف اول در زبان تركى به باد گفته مىشود و وعده يلى يعنى باد موسمى . ( 4 ) - براى دانستن مه و گرميج بصفحهء 7 جلد اول مراجعه فرمائيد .