بابا صفرى
113
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
اجتماعى براى بچهها و جوانان بشمار مىآمد . درسى كه هيچيك از مظاهر تمدن جديد نميتواند جايگزين آن گردد . تمام كدورتها و دشمنىها در اين ايام از بين مىرفت و دلها نيز مثل خانهها از زنگار غم و غصه و كينه پاك مىگرديد و بزرگترين دشمنىها با يك روبوسى از بين ميرفت . صد حيف كه اين رسوم پر ارج انسانى تضعيف گشته آداب و سنن ملى ما دستخوش تهديد تمدن جديد قرار گرفته است . تمدن ملى ما يادگار دهها و بلكه صدها نسل از مردان و زنان و انديشمندان و دانشمندان اين مرز و بوم است كه با توجه بشرايط محيط طبيعى بوجود آمده و با سازگارى با روحيهء مردم ، قرنهاى ممتدى در مقابل آنهمه حوادث گوناگون تاريخ پابرجا مانده است . حيف است كه با ايجاد تزلزل در اركان آن اركان قوميت و مليت خود را متزلزل گردانيم و رشتهء معنوى جامعهء كنونى يا آينده را با گذشتگان خود منقطع سازيم . ديدوبازديدهاى عيد : بارى بمطلب خود برميگرديم و يادآور مىشويم كه در آن روزها محلات ديگر شهر به صورت تعطيل در مىآمدند و هركس كه در محلهء منظور ، يعنى محلهايكه نوبت پذيرائى آن بود ، دوستان و آشنايانى داشت بديدار آنها مىرفت . وسيلهء پذيرائى چاى و شيرينى و ميوه بويژه روى خندان و روح شاد و پاك بود . در خانههاى اين محله ناهار احتياطى هم تدارك ديده مىشد تا كسانى كه راهشان دور است ناهار را در آنجا صرف نمايند . دراويش و مداحان نيز بر شور و شوق مردم مىافزودند . آنها در سنواتى كه ايام عيد هوا خوب و آفتابى بود پارچههاى سفيدى ، مثل چهارشنبهسورى ، در كوچه ها و كنار ديوارها مىگستردند . گلابدان و سبزى و نقل در آنها مىگذاشتند و قصايد و مدايح خوبى با آواز دلپذير در شأن نوروز و مدح حضرت على ( ع ) مىخواندند زيرا معتقد بودند كه امام اول شيعيان روز عيد نوروز بخلافت ظاهرى نشسته است . مردم نيز با رضا و رغبت مبلغى بعنوان هديه و عيدى در آن پارچه مىانداختند . پرداخت عيدى فقط براى دراويش نبود بلكه اين رسم در مورد هرمهترى نسبت بكهتران رعايت مىشد و هركسى به قدر امكانات مالى و موقعيت خانوادگى بكوچكتران ، بويژه كودكان و مستخدمين خانواده ، عيدى مىداد .