بابا صفرى

114

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

فردا كه نوبت محلهء ديگر بود اين مراسم به همان شكل در آنجا تكرار ميگشت و شش روز تمام كوچه‌ها و معابر پر از شادى و نشاط ، خانه‌ها پر از شيرينى و خشكبار و دلها مملو از صفا و مهربانى بود . در خلال اين ايام بعضى از كسبه بنام آنكه « ساعت خوش است » قفل دكانها و مغازه‌هاى خود را برميداشتند و براى ميمنت شمعى در آن روشن ميكردند ولى نانوائيها و قصابىها ، كه مورد احتياج عمومى بودند ، از روز دوم عيد كار خود را آغاز مينمودند . خدر نبى : رسم ديگرى نيز در بيشتر خانواده‌هاى طبقهء سوم معمول بود و به نام « خدر نبى » شهرت داشت . اين رسم مخصوص زمستان بود و در شب جمعه‌ايكه در هشت روزهء « چارچار » قرار داشت برگزار مىشد . اردبيليان شب يلدا را بلندترين شبها مىدانستند و در آن شب در كنار كرسى داستانهائى از يلدا و گذشته‌ها نقل ميكردند و بر خلاف معمول امروز ، كه در آن شب غالبا هندوانه ميخورند ، آنها بيشتر سبزه و مغز گردو يا نخودچى كشمش ميخوردند و در بعضى خانواده‌ها ماست نيز تهيه ميكردند . شعراى ترك زبان نيز در مدح دلداده - هاى خود از طول و تاريكى اين شب استفاده كرده در وصف زلف يار از آن استعاره مينمودند : دير لر ايلده بير يول كن ظهور ايلر شب يلدا * عجب سر دور كه بير آيدا ايكى يلدا دو تاز لفون « 1 » در شب خدر نبى بيشتر خانواده‌ها « قووت » تهيه ميكردند و قووت ، بر وزن نخود عبارت از آرد گندم بريان بود و گاهى آرد نخودچى و آرد عدس بو داده هم بدان اضافه مينمودند . قووت را معمولا با شكر يا كوبيدهء قند قاطى كرده ميخوردند ولى در زمانهاى قديم كه قند و شكر گران بود آن را با دوشاب يعنى شيرهء كشمكش مخلوط نموده تناول ميكردند .

--> ( 1 ) - ترجمهء آن به فارسى چنين است « گفته مىشود كه شب يلدا در سال يك بار ظهور مىكند اين سر عجيبى است كه در يك ماه دو زلف تو مثل دو يلدا بلند و سياه مىباشد » . ماه اگرچه به ظاهر بمعنى زمان است ولى در عين حال تشبيهى از صورت زيباى مخاطب به ماه آسمانى مىباشد .