بابا صفرى

109

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

چهارشنبه‌سورى بيش از همه سبب خوشحالى كودكان بود زيرا آنها لباس و كفش نو پوشيده جيبهاى خود را با نخودچى كشمش يا نقل و خشكبار پر ميكردند و خلاصه روز خوشى را ميگذرانيدند . يك رسم عمومى نيز آن بود كه مردم اشياء امانتى ديگران را قبل از چهارشنبه سورى به صاحبان آنها مسترد ميداشتند و اين خود يك رسم خوبى براى بازگرداندن ظروف و اشيائى بود كه در عرض سال ، بعنوان امانت ؛ از خانه‌اى بخانهء ديگر ميبردند . در بعضى از خانواده‌ها رنگ كردن تخم‌مرغ پخته نيز جزو سنتها بود بدينمعنى تخم‌مرغها را در چتيهاى رنگين و نقش‌دار مىپيچيدند و در ظرفى مىچيدند و پر از آب كرده روى آتش ميگذاشتند . تخم‌مرغها ضمن آنكه پخته ميشدند نقش و رنگ پارچه را هم به خود ميگرفتند و به صورت تحفهء خوبى براى دادن ببچه‌ها در ميآمدند . در برخى ديگر از خانواده‌ها تهيهء گندم بريان معمول بود و از رسوم خانوادگى بشمار ميآمد . از اينهمه رسوم كه در مورد چهارشنبه‌سورى بود امروزه آتش چهارشنبه و شام آن باقى است و در سالهائى كه دولت تهيه و فروش ترقه و بمب و موشك را منع نكند مثل سالهاى گذشته از آنها نيز كم‌وبيش ديده مىشود . مراسم نوروز : فاصله بين چهارشنبه‌سورى و نوروز يكنوع دوران فترت بود و معمولا بانوان در خانه كارهاى نظافت را تكميل مىكردند و مردان نيز مشغول خريد و فروش لوازم عيد ميگشتند تا بالاخره نوروز فرا ميرسيد . جشن نوروز ، بر خلاف چهارشنبه‌سورى كه تقريبا مخصوص جوانان و توأم با سر و صدا بود ، با طمأنينه و وقار خاصى برگزار ميشد . در ساعت تحويل سال ، اگرچه نيمه شب هم بود ، همهء افراد خانواده بيدار گشته سر سفرهء تحويل مىنشستند . حتى كودكان خردسال ، پيران فرتوت و بيماران را نيز دست و رو مىشستند و لباس تميز بر تن كرده بر سر تحويل مينشانيدند . سفرهء تحويل يكى دو ساعت قبل از لحظهء تحويل گسترده ميشد و اولين چيزى كه در آن قرار ميدادند قرآن مجيد بود . در اين سفره علاوه بر هفت سين ، شيرينى ،