بابا صفرى

102

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

غذاى آن نيز اعيانى ميشد و چون پدران و مادران ، بر اثر حد اعلاى عطوفت و همبستگى خانوادگى ، مايل بودند از اين غذاى عالى ، كه آنها تهيه و مصرف مينمايند ، سهم دخترانشان نيز كه بخانهء بخت رفته‌اند ، مثل ديگر فرزندان متعلق به اين خانواده رعايت شود ، لذا بدين شكل اين رسم را معمول داشته‌اند . طبيعى است كه اين بيان يك نظريه است و ممكن است در برقرارى اين رسم علل ديگرى منظور بوده است . بارى اين رسم چنان بود كه تقريبا از بيست روز قبل از عيد تا وقتى كه چهارشنبهء آخر سال برسد در يكى از شبها ، از طرف هريك از خانواده‌هاى پدرى ، يعنى از طرف پدر و آنعده از برادران ، عموها و دائىها كه خانه و زندگى مستقل داشتند شامى تهيه ميشد و بخانهء آنها ارسال ميگشت اين شام عبارت از پلو بود و از قديم اللايام مرغ آب‌پز ساده يا سرخ شده ، كوكو ، قيمهء گوشت و ماهىدودى آب‌پز خورش آن را تشكيل ميداد . شام را در مجموعه‌هاى مسى بزرگى مىچيدند . مقدار آن ، با توجه بافراد خانواده‌ايكه به آنجا فرستاده ميشد ، كم و زياد ميگرديد . پلو را در دورىهاى چينى ميكشيدند و هريك از چهار خورش ياد شده را در ظرفهاى جداگانه در مجموعه ميگذاردند و روى آنها سرپوشهاى مسين سفيد شدهء تميزى قرار ميدادند . بر روى مجموعه هم روپوش مخملى يا ترمه يا زرى بسيار زيبائى ، كه به شكل دايره و با ريشه هاى طلائين و سيمين جالبى دوخته شده بود ، مىكشيدند . حمال مجموعه را بر سر ميگذاشت و بعد از غروب آفتاب بخانهء ارحام موردنظر ميبرد . معمولا يكنفر نيز او را با فانوسى ، كه در جلو ميكشيد ، همراهى ميكرد . حمال غذاها را در خانه‌ايكه برده بود ميگذاشت و مجموعه و روپوش و سرپوشها را با خود بر ميگردانيد . رسم بر اين بود كه صاحب خانه‌اى كه بدانجا شام ميبردند مبلغى به صورت انعام بحمال بدهد و اين هديه بمنزلهء حق الزحمهء او محسوب ميشد و چون مبلغ آن چندين برابر حق الزحمهء عادى يك حمال بود از اينرو حمالها با ذوق و علاقه از بردن شام استقبال ميكردند و چه بسا كه مشتريهاى ثابت سنواتى پيدا مينمودند و خود نيز در مراجعت بخانهء خويش سهمى از آن شام را دريافت ميداشتند . گاهى اتفاق ميافتاد كه از يك خانه چندين شام فرستاده ميشد و آن در صورتى