بابا صفرى

103

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

بود كه چند دختر يا خواهر يا دختر برادر و دختر خواهر در خانه‌هاى شوهر بودند و براى هريك از آنها اين تشريفات رعايت ميگرديد . گاهى شامى را كه بيك خانه ميفرستادند در دو يا سه مجموعه مىچيدند زيرا تعداد افراد آن خانواده بيشتر بود و يك مجموعه تكافو نميكرد . بعضى خانواده‌ها هم پيدا ميشدند كه پلو را با ديك ميفرستادند . دخترانيكه انتظار رسيدن چنين مائدهء مطبوعى را داشتند در آن شب ، كه قبلا از آن خبردار بودند ، شام تهيه نميكردند و بعضى از آنها ، براى آنكه در پيش كسان شوهر سربلند باشند ، از آنان براى صرف شام دعوت مينمودند . خانواده‌هائيكه شام عيد ميفرستادند بتناسب امكانات مالى خود ، و مقام و منزلت كسى كه براى او شام فرستاده ميشد ، تحفه‌اى نيز بنام خلعت همراه شام ارسال ميكردند . اين خلعت معمولا طاقهء پارچه‌اى بود كه در بقچه‌اى قرار داشت و در كنار مجموعهء شام ، يا بوسيلهء راهنماى فانوس‌كش ، برده ميشد و از طرف فرستنده بگيرنده‌اش هديه ميگشت . ساعات اول شبهاى نزديك عيد كوچه و بازار اردبيل جلوهء خاصى به خود ميگرفت و پشت سر هم حمالها به چشم ميخوردند كه مجموعه‌هاى رنگين بر سر گذاشته چپ و راست در حركت بودند . آخرين مهلت فرستادن چنين شامى يكشب قبل از شب چهارشنبهء آخر سال بود و بعد از آن روز بندرت حمالى ديده ميشد كه حامل چنين تحفه‌اى باشد . چهارشنبه‌سورى در اردبيل : چهارشنبهء آخر سال را چهارشنبه‌سورى ميخوانند ولى سابقا در اردبيل آن را « گل چهارشنبه » ميگفتند زيرا همهء خانه‌ها مثل گل تميز گشته و بر خلاف چهارشنبهء ما قبل كه به « كل چهارشنبه » « 1 » معروف بود زيبا و شادى آفرين ميشد .

--> ( 1 ) - كل « Kul » با حرف ك بمعنى خاكستر است و چهارشنبهء ما قبل چهارشنبهء آخر سال را كه هنوز نظافت و خانه‌تكانى تمام نشده بود چهارشنبهء خاكستر گرفته ميخواندند . اين توضيح نيز لازم است كه در زبان تركى گل را « Gul » تلفظ ميكنند .